جهل مىورزى فاجر و فاسق بسيار ، چه لازم است كه با خداخوانان درافتى .
مروى است كه : « به داود نبى ، عليه السلام ، وحى آمد كه : يا داود ، بهشت من مطيعان راست و نعمت من ذاكران است و من خود خاصّه از آن مشتاقانم » .
و در عبارت تورات وارد است كه : اى انسان به حق خودم قسم كه تو را دوست مىدارم ، پس به حقى كه مراست بر تو سوگندت مىدهم كه تو هم مرا دوست دارى .
گر بركنم دل از تو و بردارم از تو مهر * آن مهر بر كه افكنم آن دل كجا برم
و در كتاب جامع الاخبار مروى است كه : هركه ياد كند خداى را به آواز بلند گناهان وى از وى چنان فروريزد كه برگهاى درختان در فصل خزان از وزيدن بادها بريزند . ( 264 ) .
و در كتاب مرصاد العباد مذكور است كه از خواجهء انام ، عليه الصّلاة ، نقل است كه وقتى جماعتى از خواصّ صحابه را جمع كرد در خانهاى و بفرمود تا دربستند و سه بار كلمهء « لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ » به آواز بلند گفت و صحابه را هم فرمود همچنين بگوييد .
ايشان بگفتند . آنگه دست برداشت و سه بار گفت : « اللّهمّ بلّغت » . بعد از آن فرمود :
« بشارت باد شما را كه خداوند شما را بيامرزيد » .
پس مشايخ طريقت تلقين ذكر را از اين سنّت گرفتهاند . و در مجلس شريف شيخ بهاء الدين ، طاب ثراه ، بفرموده وى بيشتر اوقات ذكر جهر مىكردند ، و وى آن را خوش داشت .
و از موحّد مشهور در آفاق شيخ صفى الدين ، قدّس سرّه ، نقل صحيح است كه صادق القول صاف باطن ، رسول ، صلّى اللّه عليه و آله ، را در واقعه ديد و به مقتضاى وقت و حكمت ، آن حضرت اين هيئت اجتماعى و ذكر جهر را به وى تعليم نمود . و واقعهء صالحه جزوى است از چهل و شش جزو نبوّت . و اللّه أعلم بالصواب و إليه المرجع و المآب .