للّه و الطالحين لي » ، سفارش طالحان بنا بر چيست ؟
كويم كه : سادات صحيح النّسب ظاهر الإسلام هرچند كه طالح باشند به بركت آن صحّت نسبت و اسلام در نفس الأمر مستحقّ اكرام دو روزهء دنيا هستند و در حقيقت آن اكرام و احترام جدّ بزرگوار ايشان است نه حرمت ايشان ، و ديگر شايد از آن اكرام شرمنده شوند و به راه آيند .
و از اينجا بشناس جهل مشايخزادگان بىمعرفت و دانشمندزادگان نادان را كه به فضائل آباء و اجداد افتخار نمايند و ندانند كه پدران ايشان به اعتبار آن فضائل كه داشتهاند معتبر بودهاند و در واقع آن تعظيم كه خلق ايشان را مىكردهاند به آن فضائل عايد و راجع گردد ، هرگاه كه آن در اين مفتخران مفقود و معدوم باشد چه جاى فخر بود . أسوة المحققين نصير الملّة و الدين ، قدّس سرّه ، در كتاب « اخلاق ناصرى » بدين تحقيق تصريح نموده است .
غرض از اين همه آن است كه در علم و عمل به مولى و مقتداى خود اقتدا و اهتدا بايد نمود و به محض قرارداد خود مغرور نيايد شد ، كه
« كُلُّ حِزْبٍ بِما لَدَيْهِمْ فَرِحُونَ » *
دل آدمى را خون كند . كس نگويد كه دوغ من ترش است .
قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ اللَّهُ » ،
فرياد ديّان است ، يعنى : بگو ، اى محمّد ، مدّعيان محبّت ما را اگر صادق هستيد و بدين دعوى به ظاهر و با ظن پيروى من كنيد تا خداى شما را دوست دارد و نجات بخشد ( 242 ) .
و از أوّل سورهء « و الشّمس » تا اينجا كه :
« قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَكَّاها وَ قَدْ خابَ مَنْ دَسَّاها »
حق تعالى يازده قسم ياد كرده است بر اينكه فلاح و رستگارى يافت آنكس كه پاك گردانيد نفس خود را از كفر و جهل و ساير صفات بد و از اعمال زشت و نوميد و بىبهره ماند كسى كه به علّت رغبت به شهوات و لذّات حيوانى نفس خود را ناقص و بىقدر ساخت .
و در سورهء « اعلى » فرمود كه :
« قَدْ أَفْلَحَ مَنْ تَزَكَّى وَ ذَكَرَ اسْمَ رَبِّهِ فَصَلَّى بَلْ تُؤْثِرُونَ الْحَياةَ الدُّنْيا » ،
در اين آيه كريمه نيز نجات و فيروزى را به تزكيهء نفس و ذكر و عبادت منوط و مشروط نمود و هلاك و خسران را به اختيار لذّات حيات بىثبات دنيا حواله كرد .
و بايد دانست كه سدّ راه شريعت سه چيز است : اوّل تعلّق مال و زن و فرزند و