فرقان الهى است كه :
« سَنُرِيهِمْ آياتِنا فِي الْآفاقِ وَ فِي أَنْفُسِهِمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ .
( فصلت ، 53 ) .
أَ فَلا يُبْصِرُونَ .
چشم بينا و گوش شنوا كو ؟ تا به حقيقت اين تحقيق دقيق وثيق معتمد راه برد .
اى در طلب گرهگشايى مرده * در وصل بزاده در جدايى مرده
اى بر لب بحر تشنه در خاك شده * وى بر سر گنج از گدايى مرده
و از سيّد سادات و قائد قادات و زبدهء ممكنات و خلاصهء موجودات و رسول ثقلين و خواجه كونين و فخر عالمين ، نقطهء پرگار دايرهء حال و كمال و مظهر اكمل و اتمّ جلال و جمال ، خاتم المرسلين ، محمّد المصطفى ، صلوات اللّه عليه و آله اجمعين ، مروى است كه گفت : « إنّي تارك فيكم الثّقلين ، كتاب اللّه و عترتى و لن يفترقا حتّى يأتيا عليّ الحوض » .
يعنى : من از اين جهان خواهم رفت و در ميان شما دو بزرگ گرانبار واجب الاحترام خواهم گذاشت كه يكى كتاب خداست و ديگرى عترت من ، كه از هم جدا نشوند تا بر من وارد شوند به حوض كوثر . كه :
« مثل أهل بيتى كمثل سفينة نوح ، من ركبها نجى و من تخلّف عنها غرق » .
يعنى : بعد از من عالم را طوفان ضلالت خواهد گرفت و اعتقاد به ولايت و امامت اهل بيت من مثل كشتى نوح است ، هركه در آن نشيند نجات يابد و هركه از آن تخلّف كند البتّه غرق شود .
و قرآن و حديث را تفسيرى است و تأويلى . تفسير به روايت تعلّق دارد و تأويل به درايت . در خبر است كه رسول به امير المؤمنين ، صلوات اللّه عليهما ، گفت كه : « يا على ، من حرب و جهاد مىكنم با مشركان به حكم تفسير ( 240 ) قرآن و تو قتال و غزا خواهى كرد با شكنندگان عهد ايمان از روى تأويل آن .
و شيخ زين الدّين ، رفع اللّه درجاته ، در رسالهء آداب المتعلمين كه « منية المريد » نام نهاده مىگويد كه : « اگر كسى خواهد كه بر تأويل حقايق قرآن از روى تعلّم اطّلاع يابد بايد كه رجوع به تفسير تأويلات مولانا عبد الرزّاق كاشى كند » . حقّا كه چنين است .
و در كتاب « نهج البلاغة » ، سلام اللّه على قائلها ، مذكور است كه : علم بر دو نوع