تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل فارسى ادهم خلخالى ( فارسى ) — صفحة 434

مساهمون:

ص٤٣٤

قسم سوم جمعى باشند كه محجوبند به محض انوار و ظلمت حسّ و خيال و قياسات فاسده عقل را به فكر ايشان راه نبود . و اين جمع نيز چند صنف‌اند و از بسيارى به شمار درنيايند ، و از آن جمله سه صنف را كه مشهورتر بود ذكر كنيم .

[ صنف اوّل : طايفه‌اىاند كه معانى صفات را بتحقيق شناخته‌اند ]

و دانسته‌اند كه اطلاق نام كلام ( 229 ) و اراده و قدرت و علم به غير آن بر صفات واجب از مقولهء اطلاق آن بر صفات بشر نبود ، و پس دور گرفتند خود را از وصف و تعريف آن ذات بدين صفات و معانى و شناسانيدند آن نسبت به مخلوقات . بدان‌سان كه موسى ( ع ) تعريف كرد و توضيح نمود سؤال و قول :
« ما رَبُّ الْعالَمِينَ »
فرعون را . به جواب قول « رب السماوات و الأرض » . پس اعتقاد كردند و بر آن رفتند كه هرآينه پروردگارى كه مقدّس و منزّه از مفهوم معانى ظاهرى اين صفات بود محرّك اين صفات و مدبّر آن باشد .
كسى كور است از حق ره‌شناسى * بدين مذهب ندارد آشنايى ازين برتر رود در راه عرفان * عيان برهاندش از قيد برهان

صنف دوم : فرقه‌ايند كه از اين مرتبه ترقّى كردند و برتر رفتند

و يافتند كه در سماوات كثرت بود ، و دانستند كه محرّك هر سماء خاصّى موجودى است سواى محرّك سمائى ديگر و آن را فلك نامند و ايشان نيز كثرت باشد و نسبت ايشان به انوار الهيّت نسبت كواكب بود بدان در عالم شهادت . پس از آن ظاهر شد مر ايشان را كه اين سماوات همگى در ضمن سماى خاصّى و جوف فلك علىحده‌اند كه محرّك اين‌ها است . و كلّ اين افلاك به حركت آن متحرك گردانيد در شبانه‌روزى يك بار . و حضرت حق ، جلّ و على ، محرّك آن فلك الأفلاك و السّماء الأعلى بود كه شامل اين جمع باشند به واسطهء آنكه كثرت را به وى راه نبودى .
اى تو دربند آلت و اسباب * به مُسبّب تو از سبب بشتاب نبود حق مباشر كارى * تو مباشر چراش بشمارى
رسائل فارسى ادهم خلخالى ( فارسى ) — صفحة 434 | ادهم عزلتى خلخالى