تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل فارسى ادهم خلخالى ( فارسى ) — صفحة 428

مساهمون:

ص٤٢٨
آنكه هر ساعت نهان از خاص و عام * كاسهء زهرت فروريزد به كام تلخ كرد اين نان و حلوا كام تو * بود يكسر رونق احلام تو فرخ آن كو رخش همّت را بتاخت * هيچ از حلوا دهن شيرين نساخت
ديدهء پرده در و چشم سبب سوراخ كن نفس نفيس قدسى يوسف و سليمانى بايد تا اين ظلمت حجاب و غبار وى نگردد ، بلكه از اين سواد روشنى و حدّتش بيفزايد . للمولوى
مال مار و جاه باشد اژدها * سايه مردان زمرّد اين دو را در تو نمرودى است در آتش مرو * رفت خواهى اوّل ابراهيم شو
و در زمرهء آن باديه داخلند جماعتى كه بر زبان « لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ » گويند و ليكن به دل بدان مقرّ و معترف نباشند ، و گاه باشد كه به نفاق و انكار خود جاهل باشند و باعث اقرار ايشان بدين كلمهء طيّبه ، يا خوف از بيم خلق و تقيّه بود يا استظهار و اقتدار جستن به مسلمانان و اموال ايشان باشد يا تعصّب و تقليد در پيش بردن مذهب آباء و اجداد يا متابعت عادت پدران و ابناء زمان كردن و ايشان را بدان توان شناخت كه در عمل صالح نكوشند و بر معاصى جرأت كنند و از آن باك ندارند . پس گفتن كلمهء توحيد ايشان را از ظلمت كفران به نور ايمان بيرون نبرده باشد ، بلكه اولياء ايشان كه طاغوت هوا ( 223 ) و بت بزرگ نفس بود ايشان را از نور ايمان به ظلمت كفران بيرون برده باشد . به خلاف آن كسانى كه از ارتكاب مناهى و مباشرت ملاهى اندوهگين و خائف و پشيمان گردند ، بتحقيق كه ايشان از ظلمت كفر خارج و به نور دين داخل باشند اگرچه گناه ايشان بسيار باشد . و آيهء مجيدهء
« الَّذِينَ إِذا فَعَلُوا فاحِشَةً أَوْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ ذَكَرُوا اللَّهَ فَاسْتَغْفَرُوا لِذُنُوبِهِمْ وَ مَنْ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلَّا اللَّهُ »
( آل عمران ) و آيهء جليلهء
« يُبَدِّلُ اللَّهُ سَيِّئاتِهِمْ حَسَناتٍ »
( فرقان 70 ) از حال ايشان خبر دهد .
به اشكى بشويد درون سياه * به آهى بسوزد جهانى گناه به درمانده‌اى تخت شاهى دهد * به درماندگان هرچه خواهى دهد

قسم دوّم طائفه‌اىاند كه به سبب نور مقارن ظلمت از حضرت عزّت محجوب‌اند