تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل فارسى ادهم خلخالى ( فارسى ) — صفحة 423

مساهمون:

ص٤٢٣
رسد پس اگر كفّار به سبب آن از شناخت عجايب احوال خواجهء كونين باقرب متناول آن و باوجود ظهور آن با ادنى تأمّل محجوب مانند ، دور نبود و اگر تعبير كرده شود از آن بدين عبارت كه :
« إِذا أَخْرَجَ يَدَهُ لَمْ يَكَدْ يَراها »
مناسب و سزاوار بود . و از آن جهت كه منبع جميع انوار نور اوّل حقّ باشد . وجود و نمود همه از وى بود به نوعى كه پيشتر گذشت . پس واجب و لازم بود كه اعتقاد كند هر مؤمنى و اعتراف نمايد هر موحّدى بدين معنى مبيّن كه :
« وَ مَنْ لَمْ يَجْعَلِ اللَّهُ لَهُ نُوراً فَما لَهُ مِنْ نُورٍ »
و از اين است كه حضرت عزّت عظم شأنه متعاقب آن دو تمثيل از نور و ظلمت اين بيان عيان نكرد .
كسى كورا نبخشد نور اللّه * به ظلمت ور بماند كور و گمراه سياهى گرددش بر نقش غالب * نيابد روشنى از هيچ جانب هميشه بىتميز و خوار باشد * مدارش غيبت و انكار باشد نيابد ره به اسرار الهى * نباشد حاصلش جز روسياهى ز اعمال بد و اوصاف مذموم * مشو از فضل بىاندازه محروم
« اللَّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ وَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَوْلِياؤُهُمُ الطَّاغُوتُ يُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُماتِ . »
( بقره ، 257 ) .