لفظ ، چه مقتضى قواعد نحوى و موافق محاورات آن بود كه : « إنّ اللّه خلق آدم على صورته » بگويد چنان كه در بعضى از نسخ مروى است « إنّه على صورة الرحمن » كه در كتاب « صحيح حديث » وارد است .
و تميز حضرت ملك از الهيّت و ربوبيّت چون مستدعى شرح طويلى بود از بيان آن تجاوز نموديم و در توضيح و تحقيق آن نگشوديم و بدين قدر از آن نسخهء موجزه كه تو را وعده داده بوديم اكتفا و اختصار كرديم ، زيرا كه اين بيان بحرى است كه آن را پايان نبود .
و نيز اگر توفيق تدقيق نظر و تعميق فكر در مطالعهء لوح و صورت و دفتر معنى خود رفيق طريق تحقيق گردد و به عيان و نهان خود كه مظهر اثر اسم ظاهر و باطن بود راه برى و از نمود و بود خودت كه سلالهء ما فى الكونين و خلاصهء ما فى العالمين باشد در آن كتاب مستطاب و كلام با نظام كه تقرير بىتحرير و بيان بىلفظ و نداى بىصدا بود ، آنچه مىشنوى و مىخوانى به كلّى به ديدهء قلبى ببينى و به علم حقيقى بدانى كه مجموعهء صحايف اكوان و فهرست رسائل اعيان تو بوده و اغيار تو خدمتگار تو بودهاند ، و نقص تو غفلت از خود و كمال تو نباهت به خود بوده .
و اگر اين در به روى تو گشوده نگردد هرچند دانايان بينا از ديده و دانسته با تو بگويند و بنمايند و در اطناب صواب در هر باب بگشايند تو نه آن را بارى ديده و نه توانى شنيد .
پس زينهار و هزار زينهار كه به هوايى ناپايدار از سراى فنا مغرور مشو و از دولت جاويد بقا محروم ممان كه تو بودى و جز تو نابود ، و ميل بود به نابود نيكو نبود .
تو را از دو گيتى برآوردهاند * به چندين ميانجى بپروراند
نخستين فطرت پسين شمار * تويى خويشتن را به بازى مدار
اگر چنانچه ( 199 ) در نفس خود نفرتى يا بى از امثال ماضيه آنفا ، پس بايد كه انسگيرى به دل به معنى آيهء كريمهء
« أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَسالَتْ أَوْدِيَةٌ بِقَدَرِها » ،
و بدانى كه مفسّران چون گفتهاند كه آب در اينجا عبارت از عرفان و قرآن بود ، و رودخانهها اشاره به دلها باشد ، در ما نحن فيه نيز چنين بود .
ندارد باورت آنگه ز الوان * اگر صد بار گويى نقل و برهان
سفيد و سرخ و زرد و سبز گاهى * نباشد پيش او غير از سياهى