تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل فارسى ادهم خلخالى ( فارسى ) — صفحة 401

مساهمون:

ص٤٠١
نمايد ، و گاهى فرصت يابد و دست از كار بكشد و سر از در بيرون كند بر احوال اشياء مستقبلهء عابران نيامده پيش از آمدن آن به محاذى در غار اطّلاع حاصل كند . يا آنكه از مطالعهء لوح محفوظ كه صور أمور مقدّره و كارهاى شدنى در آن ، مانند عكوسى در سجنجل نمايان باشد ، به اعتبار ادبار به عالم حسّ و ملك و اقبال به فضاى تجرّد و ملكوت بدان راه برد و از آن آگاه شود . يا به سبب انفتاح روزنهء دل به عالم امر كه عالم شهادت مرآت اوست ادراك چيزى چند كند كه امثال آن در اين عالم به طريق آن تعبير آن شود . به هر تقدير علم تعبير در ما نحن فيه بسيار در كار بود : نبينى كه اگر شخصى در خواب « آفتاب » بيند ، تعبير آن سلطان ( 194 ) باشد به راهى مشابهت و مناسبتى كه در ما بين هر دو متحقق بود ، و آن تحقّق معنى روحانى باشد در هر دو كه استعلا بر كافّهء خلق بود با اضافهء آثار بر جميع ايشان ؛ و تعبير « قمر » وزير بود كه واسطهء وصول فيض و آثار ملك بود بر جمعى كه از حضرت ملك غايب و دور باشند ، چنان كه قمر واسطهء ايصال نور شمس مىگردد بر عالم وقتى كه آن از نظر پنهان باشد ؛ و همچنان اگر كسى بيند كه در دست خاتمى دارد كه بدان مهر مىكند دهان مردان و فرج زنان را ، تعبير آن آن بود كه وى در رمضان پيش از صبح اذان دهد ؛ و اگر كسى بيند كه روغن زيت را به درون زيتون مىريزد ، تعبيرش آن باشد كه كنيزى يا زنى در تحت تصرّف او باشد كه ما در وى بود و وى آن را نداند ؛ و صفت « حرص » در صورت موش و مور و ديگر حيوانات حريص بنمايد ؛ و صفت « شره » به هيئات خرس و خوك ، و بخل در شكل سگ و بوزينه ؛ و صفت حقد و ريا در صورت گربه و مار ؛ و كبر پلنگ ؛ و غضب يوز ، و شهوت درازگوش ؛ و حسد گرگ ؛ و مكر و تزوير و تقليد ميمون و روباه ؛ و مرده توانگر نادان ؛ و غيبت زنبور زرد ؛ و غم و الم كيك و پشه ؛ و ناموس دنيا اژدها ؛ و نامرد دنى به دنياى آلوده جعل ؛ و خيانت پنهانى يا افتراء كفتار ؛ غيرت خارپشت ؛ و عجب شير ؛ و شجاعت ببر و طاقت و تحمّل فيل نمايد و هرچند در اين باب مهارت بيشتر بود فهم مقصود زودتر دست دهد و ترك رذايل و قبايح آسان گردد .