زبان قالش لال شود .
هركه را اسرار حق آموختند * مهر كردند و دهانش دوختند
تا نگويد سرّ سلطان را به كس * تا نريزد قند را پيش مگس
و از ابن عباس ، رضى اللّه عنه ، منقول است كه گفت : « اگر تفسير آيهء جليلهء
« اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ سَبْعَ سَماواتٍ وَ مِنَ الْأَرْضِ مِثْلَهُنَّ يَتَنَزَّلُ الْأَمْرُ بَيْنَهُنَّ »
شما را گويم مرا سنگسار كنيد . »
عارفان كه جام حق نوشيدهاند * رازها دانسته و پوشيدهاند
مهر بر لب اندرون پررازها * لب خموش و دل پر از آوازها
سرّ غيب آن را توان آموختن * كه تواند لب ز گفتن دوختن
و از قدوهء اولياء علىّ مرتضى ، عليه السلام ، نقل است كه گفت : « در سينهء من علمى است كه اگر آن را بر شما اظهار كنم بر خود لرزيد ، چنان كه ريسمان دراز در چاه آب بلرزد ، و اگر براى حمل آن اهل و مستحقّ مىيافتم كه قابليّت و استعداد آن داشته باشد به وى ياد مىدادم » ، از آنكه :
عزلت از اغيار بايد نى ز يار * پوستين بهر دى آمد نى بهار
چونكه نامحرم درآيد از درم * رو بپوشانند ازو اهل حرم
ور درآيد محرم آن حوريان * پيشواز آيند او را همچو جان
و نيز در « فواتح » از امام زين العابدين عليه السلام مروى است كه گفت :
« هرآينه من مىپوشانم جواهر علوم خود را از بىخبران نادان كه سخن راست ايشان را زهر قاتل نمايد و از استماع آن ما را به فتنه اندازند ، و پيش از من به حسن و حسن به حسين گفت و شنيد . و عوام اهل اسلام ريختن خون مرا حلال دانند و زشتترين آنچه مىكنند نيكو پندارند » .
زيراكه اينان آنانند كه :
« قالُوا سَمِعْنا وَ هُمْ لا يَسْمَعُونَ »
( انفال ، 21 ) در شأن ايشان است . »
عنّين كجا و يافتن لذّت جماع * نادان چگونه درك كند معنى متين
مگر نشنيدهاى كه بعد از صدور قول « أنا الكلام النّاطق » از امير كلّ امير عليه السلام ، چه ( 143 ) ختنه و غوغا بر پا كردند .
نفهمَد ديو گفتار فرشته * نبيند نور از ظلمت سرشته