تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل فارسى ادهم خلخالى ( فارسى ) — صفحة 349

مساهمون:

ص٣٤٩
« رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي وَ يَسِّرْ لِي أَمْرِي وَ احْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِسانِي يَفْقَهُوا قَوْلِي »
( طه ، 28 ) ، إنّك أنت ولىّ التّوفيق و ملهم التّحقيق .
خدايا تو توفيق تحقيق ده * كه از هر كلامى است تحقيق به عروجى ده از طبع ظلمانيم * بكن ديدهء روح نورانيم دل تيره‌ام را صفائى بده * سقيمم ز هستى شفائى بده دوائى عطا كن كه درد آورد * كشد نفس را روح را پرورد ز عرفان دلم را منوّر نما * به تنقيح تلخيص كن آشنا به عقلم بكن عقل كل متّصل * پر از عشق جان و پر از درد دل به كامم ز نامت شكرريز گرد * به ناكامىام چهره منماى زرد به دست تو دادم عنان خرد * روم تا بدانجا كه فضلت برد ازين پس كنم جرأت گفتگو * شكافم رموز ز سخن موبه‌مو به شمع دل از ديده روغن كنم * به مصباح مشكات روشن كنم

( سبب نگارش مشكاة الانوار غزالى )

گويا كه يكى از ياران قابل و دوستان عاقل از مصنّف فاضل از روى رجا ، التماس تصنيف اين نسخهء نفيس نموده بود ، و آن بزرگ وقت و دانشمند عهد خود ، به قصد اجابت دعوت و انجاح مسألت آن عزيز سامى و خردمند نامى ، با قلم مشكين رقم تحرير اين حروف و تسويد اين سطور را مرتكب گشته تا دل وى شاد و خاطرش آباد گردد ، و سايهء مردان صاحب فطنت و خردمندان عالى طبيعت نيز از ثمرهء شجرهء طيّبهء
« لا مَقْطُوعَةٍ وَ لا مَمْنُوعَةٍ »
آن لذّت و منفعت گيرند ، و آن علّت سعادت كامل شود و موجب نجات هم گردد . چنان كه از كلام تمام با نظام خودش مستفاد و مفهوم و مستنبط و معلوم مىگردد ، زيراكه مىفرمايد كه : « بتحقيق كه سؤال كردى از من ، اى برادر كريم و نيكوكار رحيم ، كه توفيق دهد خداى تو را در جست‌وجوى نيكبختى بزرگ و ميسّر كند تو را عروج به مرتبهء بلند ، و منوّر سازد ديدهء بصيرتت را با سرمهء حقيقت ، و پاك نمايد از ما سواى خود سريرتت را ، تا ظاهر سازم بر تو اسرار انوار الهيّت را مقرون با تأويل آنچه اشارت