تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل فارسى ادهم خلخالى ( فارسى ) — صفحة 347

مساهمون:

ص٣٤٧
دوستدار فقراء ، ادهم واعظ عزلتى ، تخلّص « خلخالى » را از مساعدت بخت و موافقت وقت و قوّت طالع سعادت ، مطالعهء رسالهء قليل مبانى ، جزيل معانى ، جميل عبارت ، جليل اشارت « مشكات » ، از تصنيفات عالم معالم دين و عارف معارف يقين ، ابو حامد ( 134 ) محمّد بن محمّد غزالى ، كه صحّت اعتقادش از رسالهء « سرّ العالمين » اش ، و از كتاب مستطاب « مجالس المؤمنين » قاضى نور اللّه شوشترى پيداست ، و توفيق حصول استبصارش از آن نسخهء نفيسه هويداست ، و در زمان حياتش نيز به علّت نسبت تشيّع و مذمّت [ ابو ] حنيفه و شافعى به وى متّهم و خائف بود ، تا آنكه علماى بلخ و بخارا وى را به مجلس سلطان سنجر ، براى مجادله و منازعه ، احضار كردند و نتوانستند با وى معارضه نمود و صورت آن حال را و قصّهء آن قال را يكى از تلامذهء وى رساله‌اى ساخته به عربى ، و ديگرى آن را ترجمه كرده به فارسى . بالجمله ، مطالعهء آن رسالهء « مشكات » ، اين فقير را اتفاق افتاد . چون به حدّت بصر و دقّت نظر و تأمّل صحيح و فكر درست در اصول فصول و حقايق مقاصد و دقايق مطالب آن غور كردم و غوص نمودم ، چه ديدم در ظلمت حروف و ظلال الفاظش ، ينابيعى از بحار مياه حيوان معانى نهان و مطالعهء نكاتش انوار انجم عرفان تابان بود .
نه رساله كه نسخه‌اى ز بهشت * يد قدرت به خطّ خود بنوشت نكته‌هايش چو طلعت خوبان * نقطه‌هايش چو خال محبوبان سطرها مثل موى زلف نگار * كه دهد بوى خلد و مشك تتار آيهء رحمت هدايت حق * معنى مصحف عنايت حق همچو دلهاى عارفان پرنور * مثل جانهاى عاشقان پرشور گوئيا گلشن است از احسان * كه بود پر ز غنچهء خندان ورقش همچو برگ گل خوش‌بو * جلد چون جلد نافهء آهو نفحهء انس بوى مرغوبش * معنى قدس معنى خوبش هست بحرى پر از در و مرجان * قوت دلها و قوّت ايمان طور انوار معرفت دانش * شجر نار لفظ و برهانش هر ورق را كزان بگردانى * از سر ذوق و شوق برخوانى
رسائل فارسى ادهم خلخالى ( فارسى ) — صفحة 347 | ادهم عزلتى خلخالى