تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل فارسى ادهم خلخالى ( فارسى ) — صفحة 345

مساهمون:

ص٣٤٥
چو هستم به لطف تو دل بسته من * مرانم به قهر از در خويشتن بخوان چون‌كه كار تو خواندن بود * ز رحمت به مطلب رساندن بود اگر تو برانى كه خواند مرا * و گر تو بخوانى كه راند مرا من ار بد نمودم تو نيكى نما * مگير آنچه صادر شد از ما به ما بزرگى تو ما خرد و برگشته بخت * بزرگان به خردان نگيرند سخت ببخشند نيكان همى بر بدان * رهانند نابخردان بخردان ببخشاى بر من تو هم اى كريم * رها سازم از بند امّيد و بيم كه در كوى تو از سگان توام * به هر نام خوانى از آن توام نمايم به توفيق خود راهبر * كه تا ره به تحقيق يابم مگر در اين نسخه سازم حقايق بيان * كنم از حقايق دقايق عيان

مناجات چهارم به طريق استشفاع به وسيلهء پاكان

الهى به نور وجود خودت * به ذات مجيد و به جود خودت به حقّ دل زندهء مصطفى * به عرش و به كرسى و ارض و سما به علم علىّ شاه احسان مدار * به سر خيل كرّوبيان هر چهار به سرّ بتول و به حُسن حَسَن * به خون حسين و سر بىبدن به سجّاد و باقر مهان جهان * به جعفر به موسى زمان را امان به حقّ رضا و تقى و نقى * به برج نكواختر عسكرى به مهدى هادى شهنشاه دين * كه با توست او دائما همنشين
* * *
به دانايى سالكان رهت * به خاصّان شايستهء درگهت به لبّيك و قربانى حاجيان * به بيت الحرام و به اركان آن به بيدارى مرد شب‌زنده‌دار * به صاحب‌دلان عبادت مدار به آه غريبان بيمار و زار * به صبر فقيران با اضطرار به تقواى پرهيزگاران دين * جوانان و پيران صاحب يقين به طفلان گريان اندوه و خوار * يتيمان خوار و اسيران زار ( 133 )