چو هستم به لطف تو دل بسته من * مرانم به قهر از در خويشتن
بخوان چونكه كار تو خواندن بود * ز رحمت به مطلب رساندن بود
اگر تو برانى كه خواند مرا * و گر تو بخوانى كه راند مرا
من ار بد نمودم تو نيكى نما * مگير آنچه صادر شد از ما به ما
بزرگى تو ما خرد و برگشته بخت * بزرگان به خردان نگيرند سخت
ببخشند نيكان همى بر بدان * رهانند نابخردان بخردان
ببخشاى بر من تو هم اى كريم * رها سازم از بند امّيد و بيم
كه در كوى تو از سگان توام * به هر نام خوانى از آن توام
نمايم به توفيق خود راهبر * كه تا ره به تحقيق يابم مگر
در اين نسخه سازم حقايق بيان * كنم از حقايق دقايق عيان
مناجات چهارم به طريق استشفاع به وسيلهء پاكان
الهى به نور وجود خودت * به ذات مجيد و به جود خودت
به حقّ دل زندهء مصطفى * به عرش و به كرسى و ارض و سما
به علم علىّ شاه احسان مدار * به سر خيل كرّوبيان هر چهار
به سرّ بتول و به حُسن حَسَن * به خون حسين و سر بىبدن
به سجّاد و باقر مهان جهان * به جعفر به موسى زمان را امان
به حقّ رضا و تقى و نقى * به برج نكواختر عسكرى
به مهدى هادى شهنشاه دين * كه با توست او دائما همنشين
* * *
به دانايى سالكان رهت * به خاصّان شايستهء درگهت
به لبّيك و قربانى حاجيان * به بيت الحرام و به اركان آن
به بيدارى مرد شبزندهدار * به صاحبدلان عبادت مدار
به آه غريبان بيمار و زار * به صبر فقيران با اضطرار
به تقواى پرهيزگاران دين * جوانان و پيران صاحب يقين
به طفلان گريان اندوه و خوار * يتيمان خوار و اسيران زار ( 133 )