تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل فارسى ادهم خلخالى ( فارسى ) — صفحة 329

مساهمون:

ص٣٢٩
( 11 ) لطيفه ، كفر انكار حق است و معصيت مخالفت حق ، شيطان ملعون انكار حق نكرد و خلاف فرمان كرد . اگر مخالفان هزار فرمان را ببخشند شيطان اميدوار خواهد بود ، و اگر آن يك مخالفت شيطان را نخواهند بخشيد ، چنان‌كه معقول و منقول است ، واى بر حال خلق ، خصوصا آن كسان كه تجرّد و ايقان و عبادت و عرفان شيطان را نيز دارند . بيت :
چو لطفش صلاى كرم گسترد * عزرائيل خواهد نصيبى برد
يحتمل كه طرد و لعن ابليس پرتلبيس ، براى قلع مادّهء مهلكهء كبر و غرور او ، از حكيم على الاطلاق صدور يافته و مهلت طلبيدن او هم ايماء به مدارا تواند بود ، نى نى هلاك ابد است ، علاج ندارد . ( 12 ) تنبيه ، در يكى از بلاد شخصى بود به صلاح و عدل موصوف و معروف ، راضى نمىشد كه در نماز به وى اقتدا كنند ، دانشمند ديگر در آن ولايت بود مىفرمود كه بىمشورت و رخصت وى به وى اقتدا كنند كه صحيح است ، بعد از چندى كه [ متولى او را ] پيشنماز مسجدش كرد آن دانشمند اجازه اقتدا نداد و فرمود كه : چون جرأت قبول اين معنى نمود و دعوى عدالت و استقامت كرد ( 119 ) و ورع و تقوى خود را در ميان ديد ، مشكل كه امامتش به صحّت متّصف باشد . للمولوى المعنوى :
بندهء يك مرد صاحبدل شوى * به كه سلطان دو صد جاهل شوى
( 13 ) تذكره ، بار جهان به كشيدنش ، و روى مردم به ديدنش ، و سخن ايشان به شنيدنش نيرزد . اين‌بار بكش و چشم بپوش و گوش كر كن و خلوتى بجوى و بر خود به موى كه فرصت فوت شد و عمر گذشت و ندامت در آخر كار سودى ندهد . ( 14 ) تنبيه ، بنگر و ببين كه اكثر اوقات حياتت به چه مىگذرد و از آن باز شناس كه رستگارى يا نه . ( 15 ) تذكّر ، جنب كه به مسجد نتوان رفت ، جاهل به بهشت كى تواند رفت . جنب شريعت آن است كه ازو منى بيرون آيد و جنب طريقت آنكه منى از او بيرون نيايد . و بالغ كسى است كه به خدا رسيده باشد ، نه آنكه خواب شيطانى ديده باشد ، و