تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل فارسى ادهم خلخالى ( فارسى ) — صفحة 332

مساهمون:

ص٣٣٢
بزارند و تا ابد در آن بمانند إلّا ما شاء اللّه . و بعضى برآنند كه معنى مغشوش و نقد قلب ايشان عاقبت از غش و كدورت خالص گردد و از غلظت و كثافت صاف شود و آثار جلال از ايشان زوال پذيرد و انوار جمال بر ارواح ايشان پرتو اندازد ، و آخر الأمر نداى ظلمت‌زداى :
« ارْجِعِي إِلى رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّةً »
( فجر ، 28 ) گريبان ايشان گرفته به وصال اتّصال دهد ، و دست خيانت بىغايت كه ملكوت اشياء در قبضهء قدرت اوست آنچه در تخمير طينت در بدايت كار در سرّ ايشان وديعه نهاده بود بردارد و به جاى اصلى خود نهد .
« إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ »
( بقره ، 156 ) ، إن شاء اللّه تعالى كه از افضال حضرت متعال حال بدين منوال شود كه مذكور شد ، و اللّه أعلم بالصّواب و إليه المرجع و المآب ( 122 ) . و استدلالات عقليّه و نقليّهء فرقهء تناسخيّه ، كه نقل روح انسان را به بدن انسان ديگر نسخ گويند ، و به بدن حيوان مسخ ، و به نبات فسخ ، و به جماد رسخ خوانند ، چون مكالمات طايفهء حشويّه و باطنيّه و دهريّه و سوفسطائيّه و طبيعيّه نزد ارباب كشف و اصحاب شهود لاطائل و باطل و بىحاصل است و مستغنى از ابطال به استدلال ، از بركت متابعت شريعت و صفوت سريّت اين علم قطعى حاصل شود .
« قُلْ جاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْباطِلُ إِنَّ الْباطِلَ كانَ زَهُوقاً »
( اسراء ، 81 ) .
خدا چنان كن كه پايان كار * تو خشنود باشى و ما رستگار
اگر خواهى كه زياده بر اين از اين مقوله بهره برى رجوع به نسخهء « مصباح مشكات » و رسالهء « مشرق التوحيد » اين فقير كن كه ديدنى است و مطالعه‌كردنى ، و هركدام گنجى است نگاه داشتنى . استدعا از اهليّت ناظران اين نسخه آن است كه هر سهوى و خطايى يابند در اصطلاح آن بكوشند ، نه آنكه در اعتراض و اغراض . [ بگشايند ] ، زيراكه بدن عليل بود و نسيان غالب كه اين مجموعه مؤلف و مدوّن شد . و السلام على من اتّبع الهدى و خشى عواقب الرّدى . بيت :
بضاعت نياوردم إلّا اميد * خدايا ز عفوم مكن نااميد
تمّت سبحات الأنوار بتوفيق عالم الأسرار ، تمت الكتاب بعون الملك الوهاب . روز هفتم شوال سنهء 1076 ( 123 )