مزارش در كوه لاله است .
سبحهء سى و نهم در بيان احوال بعضى از ياران و دوستان كه به اعتبار مشرب در ما بين مناسبت تمام متحقق بود
و خالى از حالى نبودند و هريك در مرتبهء خود مردى بودند و از هركدام بوى دردى مىآمد و نام اهل اللّه مىبردند و سخن ايشان مىگفتند . رباعى :
آگاه بمير اى پسر آگاه بمير * گر طالب منزلى تو در راه بمير
عشق است نشان زندگانى ور نى * زينسان كه تويى خواه بزى خواه بمير
و بدانكه چنانكه در اصل نبوّت و رسالت و حقّانيّت و هدايت به دلالت نصّ قرآن
« لا نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِنْ رُسُلِهِ »
، ما بين انبيا تفاوت نبود ، ميان اوليا نيز در اصل ولايت و يقين فرق و تميز نباشد . و همچنين چنانكه بعضى از انبيا به اعتبار درجه و مرتبه به شهادت برهان ساطع :
« فَضَّلْنا بَعْضَهُمْ عَلى بَعْضٍ مِنْهُمْ مَنْ كَلَّمَ اللَّهُ وَ رَفَعَ بَعْضَهُمْ دَرَجاتٍ »
، افضل و اعلى از بعضى ديگرند ، بعضى از اوليا نيز بر حسب كمال و حال فاضلتر و كاملترند از بعضى ديگر ، و ليكن همه دوستان خدايند .
و اين مساوات از يك جهت در مؤمنان و عابدان و زاهدان و عالمان و سالكان نيز تحقّق دارد . چنانكه در طبيبان و شاعران و كاتبان و صحّافان و عطّاران و ساير حرفتها و صنعتها ، و در مالداران و سپاهيان و اميران و وزيران و شجاعان و جوانمردان و صابران و اخلاق ديگر كه در ( 111 ) اطلاق اسم مشتركند به هم . حال عصمت شرط تحقّق فقر و تصوّف نيست .
و هر وجودى به اعتبار مرتبهء كمال و درجهء حالى كه دارد ، ياد از طبقات بهشت دهد ، و نظر بهاندازهء نقص و جهل و غفلتى كه دارد نمودى و رگهاى از دركات دوزخ باشد و ميانه حال مثال اعراف بود . شعر :
با گونهگونه مردم عالم نشستهايم * سير بهشت و دوزخ و اعراف كردهايم
[ 1 ] يكى از آن عزيزان قاضى اسد اللّه ، سلّمه اللّه ، است كه اكنون در بلدهء طيّبهء قم ساكن است . فقير او را يك بار در گذار اصفهان ديدهام ، امّا با او صحبت نداشتهام و به تواتر از مردم شنيدهام كه مردى است عاشق مشرب ، سوخته و برشته و مجرّد و