آن سالك و اصل ، آن پير روشندل ، آن صوفى متشرّع آن موحّد متورّع ، آن مهربان بر خلايق ، آن مطّلع بر حقايق ، آن مورد الهام ، ( 108 ) آن لايق اكرام ، آن گشادهروى متواضع ، آن زينت و زيور مجامع ، حاجى مير محمّد لاله ، طيّب اللّه ثراه و جعل الجنّة مثواه .
فقير را با حضرت وى يك مجلس ملاقات واقع شد ، مردى بود در غايت اهليّت و نهايت آدميّت ، به حسن معاشرت موصوف و به بردبارى و كارسازى معروف .
در اوايل اوقات طلب به مير مخدوم لاله رسيده بود . و مير مرحوم مفسّر مايل به تحقيق و دانشمند صاحب تدقيق ، و معتقد فرقهء صوفيّه صفيّه بوده است ، و به زيور تقوى و صلاح آراسته و پيراسته ، و حاجى مغفور از او سخنان داناپسند در خاطر داشت .
و بعد از وفات مير به شرف صحبت مولانا نورى سرورودى ، غفر اللّه له ، مشرّف شده بود ، و دست ارادت بر دامن هدايت او زده و در سايهء تربيت او پرورش و نشو و نما يافته بود ، و در سخا و رحم بر او فايق بود . و او مريد بابا سلطان حسين سبزىفروش تبريزى ، رحمة اللّه عليه ، بوده است ، و طبيعت موزون داشته ، و اشعار بسيار عاشقانه و محققانه از او اشتهار دارد و مدفنش در قصبهء دهخوارقان ، در جوار مرقد منوّر خواجه يوسف حيران ، عليه الرّحمة و الرّضوان است .
اين خاكسار بىمقدار را يكبار از مولاناى مرحوم و چهار بار از امير حاجى مغفور در بدايت سلوك در عالم واقعه به حسب روحانيّت استفاده و استفاضهء عظيم روى داد و فتوح عجيبى بر آن مترتّب شد .
و در قريهء لاله ، كه به ملازمت حاجى عزيز رسيدم . از او سخنان چند شنيدم .
فرمودند كه از شيخ بهاء الدين محمد ، عليه الرّحمة ، پرسيدم كه : مراد از قلب سليم در آيهء كريمهء
« يَوْمَ لا يَنْفَعُ مالٌ وَ لا بَنُونَ إِلَّا مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ »
( شعراء ، 89 ) كدام است و چيست ؟ » .
در جواب فرمود كه : به مذهب علما سلامت قلب از علّت شرك و كفر مراد است . ( 109 ) و به مشرب عرفا مقصود از قلب سليمدلى است كه از علاقهء ما سوى اللّه سالم باشد . و به قول اهل طريقت آن دل است كه از تعلّق مال و عيال خالى باشد ، و به اعتقاد عشّاق ، سليم كه مارگزيده را گويند ، اشاره است به دلى كه از قلق