تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل فارسى ادهم خلخالى ( فارسى ) — صفحة 321

مساهمون:

ص٣٢١
و اضطراب وصل و هجر چون مار گزيده بىجان و نالان و بىآرام بود . و فرمودند كه : اين همه فضائل كه در آيات و روايات در شأن عالمان واقع و وارد است بيان حال و كمال علماء ربّانى است نه صاحبان قال و اهل علم مجازى ، و دانش حسّى را ثبات و بقا نبود و با زوال حسّ زائل شود و فنا پذيرد و همراه آدمى به آن جهان نرود ، شعر :
آسمان و ابر و دريا شو ببار * ناودان بارش كند نايد به كار علم رسمى نخوت و ننگ آورد * ناودان همسايه در جنگ آورد
و گفتند كه : بزرگان دين به عيان ديده‌اند و بيان كرده‌اند كه شب‌هاى دراز زمستان بهار راز و نياز دوستان خداست و شبستان خلوت مستان بادهء مناجات .
شب خيز كه عاشقان به شب راز كنند * با دوست سرود و ناله آغاز كنند هرجا كه درى بود به شب دربندند * الّا در عاشقان كه شب باز كنند
عزيزى مىگويد كه : شب پردهء روندگان راه است و روز بازار بيداران سحرگاه .
چون در دل شب خيال او يار من است * من بندهء شب كه روز او يار من است
و فرمودند كه : فرينىفروشى را ديدم كه مىگفت كه شير است و شكر . به خاطرم رسيد كه همه شكر است ، همه شكر ، يعنى واجب ، و ممكن بىمعنى است ، همه واجب است ، همه واجب ، و واحد است كه متعدّد مىنمايد ، چون موج و دريا كه نمودى است بىبود ، و مانند سراب كه نيست هست‌نماست . و فرمودند كه : سخن يكى از اكابر است كه : مردم يا كافرند يا ديوانه ، از آنكه اگر بدانچه مىگويند و مىشنوند اعتقاد ندارند كافرند ( 110 ) و اگر اعتقاد دارند و عمل نمىكنند ديوانه‌اند . و فرمودند كه : دو كس كه به هم مشغول شدند يكى شوند . فرمودند كه : نور وحدت حضرت احديّت مانند آفتاب عالمتاب است و كائنات چون ذرّات . آرى ،
« اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ »
( نور ، 35 ) ، و فرمودند كه : هركه فراغت دنيا و راحت آخرت خواهد با دوستان گرمى و با دشمنان نرمى كند . در سنهء تسع و عشرين و الف ، [ 1029 ] از اين دار فنا به سراى بقا راهى شد ، و