بهتان بر خود بستن است » .
و مىفرموده است كه : « عبادت عبارت از خضوع و خشوع است ، و استعانت اشاره به طلب اعانت ؛ و باوجود اين عنايت خضوع و نهايت خشوع كه در حضور امرا و ارباب دنيا بجا مىآريم و با اين همه توقّع و طمع قضاى حاجت كه از ايشان داريم ،
« إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ »
گفتن ما كه دلالت بر توحيد معبود و مستعان و قصر و حصر عبادت و استعانت به حضرت وى دارد ، نفاق و بىحيايى ، دروغگويى و دعوى بىمعنى است » .
و مىگفته است كه : « همهء عالم ملك حقتعالى است ، و ظاهر است كه مالك ملك در ملك خود به هر نهج كه تصرّف كند محض حكمت و عين عدل است . پس ساكت بايد بود و از چون و چرا دم نمىبايد زد » .
و كلام اوست كه : « هركه مزرع معنى خود را با مجاهده و رياضت شخم كند و بشكافد و تخم ايمان در آن پاشد و از علايق و احجار و عوايق پاك سازد و از چشمهء علم و ادب آب دهد ، و از سحاب ديده قطرات امطار اشك بر آن ريزد ، متوقّع آن باشد كه از آفات سماوى به سلامت ماند و او از آن محصول نجات و رستگارى بردارد ( 96 ) . اين توقّع و اميد محمود بود . و آن كس كه نه شخم كند و نه تخم پاشد و نه علايق پاك نمايد و نه آب دهد و طامع محصول بود ، وى متمنّى است نه مترجّى ، و اين طمع وى تمنّاست نه رجا ، و آن سر همهء گناهان است و دليل غرور و بىتميزى و علامت حماقت و گولى » .
و از تحقيقات وى است كه : « متابعت شهوت عبادت خوك است و اطاعت خشم عبوديّت سگ و امتثال و هم طاعت ديو و انقياد نفس سجدهء بت و نزديكى به خلق دورى از خالق » .
و در كتاب كشكولاش آورده است كه : « مخالفت عقل و نقل مخالفت رسول صورى و معنوى است و گناه كردن با بندگى از قبيل استعمال دوا با عدم احتماء است و ضرر معصيت بىارتكاب طاعت كمتر از آن است كه با ارتكاب آن ، پس مؤمن را متّقى و متورّع بايد بود » .
و گفته است كه : « در كتابى كه به خط قديم مكتوب بود نوشتهاى ديدم كه روزى ،