تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل فارسى ادهم خلخالى ( فارسى ) — صفحة 306

مساهمون:

ص٣٠٦
نام هركدام را رعاية للأدب و تعظيما كه در سبحهء على حده با برخى از اوضاع و احوال و اقوال وى ادا نمايم . اميد كه در ضمن اين ادا مصداق عمل به مضمون :
« هَلْ جَزاءُ الْإِحْسانِ إِلَّا الْإِحْسانُ »
رضاى تحقيق يابد و به ارواح آن اعزّه از آن بهجتى و سرورى رسد ، كه رضاى حق ، جلّ و على ، ثمره و نتيجه دهد ، چنين كردم به اميد آنكه چنان شود ، إن شاء اللّه تعالى . محبّت بىغايت و مودّت بىنهايت است كه اين همه مىفرمايد يوسف در نظر برادران گرگ مىنمود و در چشم پير كنعان فرشته . اوّل : در ذكر مناقب آن عالم معالم شريعت ، آن واقف مناهج طريقت ، آن عارف معارف حقيقت ، آن فاضل عامل ، آن كامل و اصل ، آن خليق حليم ، آن شفيق كريم ، آن مطلع انوار معرفت ، آن مخزن اسرار محبّت ، آن متبحّر نيكوسيرت ، آن مجتهد محقق ، آن موحّد مدقّق ، آن وارث علوم نبىّ و ولىّ ، شيخ بهاء الدّين محمّد جبل عاملى ، روّح اللّه روحه العزيز ، جامع علوم عربيّه و اقسام حكمت بود ، و در فقه و حديث و تفسير مهارت تمام داشت و از علوم غريبه با خبر و بسيار فصيح و بليغ و شيرين‌بيان بود ؛ و از او رسائل نفيسه در هر علمى به تازى و فارسى در ميان است و در نظم طبع عالى داشت . و از جملهء تأليفات اوست مجموعهء كشكول . و پدرش شيخ حسين و جدّش شيخ عبد الصمد نيز هر دو مجتهد و محدّث بوده‌اند ، و مشرب تصوّف ( 94 ) و تحقيق‌اش به مذهب ظاهرش غالب بود ، و به زيارت فقرا و درويشان و گوشه‌نشينان مبادرت مىنمود و رواج آداب ايشان مىداد و با أهل اللّه اعتقاد تمام داشت و به آواز خوش و مجلس ذكر به‌غايت راغب بود و در مجامع و مساجد در مجالس وعظ و پاى منابر مىنشست ، هرچند كه واعظ چندان فضيلت و حالى نمىداشت ، و طالب كلمهء حق بود و تلخ و ترش پند سودمند را شيرين مىنوشيد اگرچه از طفلى يا دونى مىشنيد . در بدايت كار ، بعد از اتمام تحصيل مطالب عقليّه و نقليّه در مدرسه ، هفت سال سياحت اختيار كرده بود و به خدمت خداشناسى رسيد و از او توبه و تلقين گرفته .