شقاوت ، همه از اين قبيل بود .
يعنى در عالم فرقهاى و طايفهاى بهم نرسند كه طرف پسنديده و جهت خوب و جانب مستحسن در اين اخلاق و اعمال مذكوره را به دو شنيع دادند و مقابل و ضدّ آن را مرضىّ و شايسته قرار دهند هرچند كه خود از آن خالى و بدين موصوف باشند ؛ و جهل مركب در هر دو صورت علّت عقوبت بود .
پس صاحب نفس مزكّى و قلب مصفّى و عقيدهء صحيح كه به انواع فضائل و اصناف فواضل موشّح و مجلّى بود به اعتراف و اقرار جميع خلايق ناجى و رستگار باشد و به شهادت اعتقاد تمام خردمندان رفيع قدر و سزاوار است .
و همچنين خداوند نفس سقيم و طبع لئيم كه مظهر اوصاف رذيله و مصدر افعال قبيحه بود به مشرب و مذهب كل انام ناسرانجام و بدفرجام و مؤاخذ و گرفتار باشد .
آن معنى بهشت است و اين تخم دوزخ ، و بدل آن به اين و انقلاب اين به آن ممتنع است . و نيك و بد نه اين هيكل محسوس و شكل مخصوص است ، بلكه سيرت و سريرت خوش و ناخوش است ، و نيّت خير و شرّ و به تبعيّت آن اين بدن و تن را مشار إليه ساخته نيك و بد گويند . شعر :
اى برادر تو همين انديشهاى * ما بقى تو استخوان و ريشهاى
گر گل است انديشهء تو گلشنى * و ربود خارى تو هيمهء گلخنى
خطا بر بزرگان گرفتن خطا است ، زيرا كه عدل در صورت ظلم و حق در كسوت باطل بسيار مىنمايد . شعر :
خون شهيدان را ز آب اولىتر است * اين خطا از صد ثواب اولىتر است
از آنكه :
« يُبَدِّلُ اللَّهُ سَيِّئاتِهِمْ حَسَناتٍ »
( فرقان ، 70 ) ، يعنى آنچه از ايشان در نظر شما سيّئه نمايد در واقع حسنه باشد .
حساب عاشقان دور از كتاب است * خطاب عارفان عين صواب است
غلط بر عاشق بيدل نگيرند * ز عاشق هرچه آيد در پذيرند ( 92 )