8 - شيخ زاهد ، زاد اللّه أنواره ، نصيحت سلطان غازان مىنمود ، فرمود كه :
هرگز خود را مپسند و به نظر قبول بر خود منگر تا رقيب حضرت حق نشوى ، و چون شيطان راندهء درگاه وى نگردى .
9 - شيخ صفى الدين ، نوّر اللّه مرقده ، گفته است كه : ما را با انكار كسى كار نيست .
( 89 ) آزارى كه به منكر مىرسد ازوست كه بروست . شمشير قهر الهى از در دروازهء دلهاى درويشان آوندگان است . هركس كه دل درويشى بشكند خود را بدان شمشير زند ، نه آنكه صاحبدل آن شمشير بر وى زند .
10 - شيخ فريد الدّين عطّار ، عطّر اللّه مثواه بأعطار الأسرار ، فرموده است كه : در وقت رحلت ، شاگرد ارسطاطاليس حكيم از وى پرسيد كه تو را كجا دفن بايد كرد .
جواب داد كه من در تمام ايّام حيات خود هرچند جستم خود را نيافتم ، شما كه بعد از وفات بيابيد هرجا كه خواهيد دفن كنيد . اين سخن را جواب اين است .
11 - مولانا جلال الدين رومى ، أنار اللّه برهانه ، در مثنوى مىفرمايد كه نفس امّاره به اعتبار صفت بهيمى و سبعى و ديوى به خار سهسو مىماند كه به هر سو بگردانى طرف ديگرش بر زير بود و كار خود كند ، و چون مطمئنّهء گردد هموار شود .
12 - و يكى از اكابر مىگويد كه : حجاب طريق سلوك چهار است : اوّل دنيا كه حجاب آخرت است ، دوم شيطان كه حجاب ايمان است ، سوم خلق كه حجاب اخلاص است ، چهارم نفس كه حجاب حق است .
13 - و بزرگى مىفرمايد كه : شكسته و مسكين باشيد و با شكستگان و مسكينان انس گيريد كه خير دين و دنيا در اين است . بيت :
كسانى كه مردان راه حقاند * خريدار دكّان بىرونقاند
14 - و عزيزى مىفرمود كه : چون اوّل دنيا بكاء است و ميانش عناء و آخرش فناء است ، و حلالش را حساب است و حرامش را عقاب است و كامش ناكامى است و مرادش نامرادى و دوايش درد ، و دردش دوا ؛ و هيچش همه و همهاش هيچ . پس از وى گذشتن چرا دشوار باشد . بيت :
بگذر از اين درد و رنج تا ببرى ره به گنج * جيفه مجو همچو سگ از سخن حق مرنج