تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل فارسى ادهم خلخالى ( فارسى ) — صفحة 300

مساهمون:

ص٣٠٠
محكم در آغوش گرفت و روبروى اين شكسته نهاد و نيم ساعت نجومى چون شير و شكر بهم آميخته بوديم و مىگريستيم . از اين صياقل وقايع چندان صفاء و ضياء در باطن حاصل شد كه چه گويم . الحمد للّه على ذلك ألفا ألفا . بعد از ده روز از ختم و تتميم اين نسخه « سبحات » كه تأليف بيست و پنجم [ 25 تأليف ادهم خلخالى تاكنون ] است از تأليفات اين نحيف ، اين واقعه روى نمود . پس به اشارهء غيبى و الهام لا ريبى اين فقره را در اينجا كردم و بدان ملحق ساختم .
كسان كه منع كنندم به گريه و ناله * گمان برند كه اين‌ها به اختيار من است
و از امام جعفر صادق ، عليه السلام ، منقول است كه . « معرفت منعم و شكر نعمتش و حرمت دعوتش كرامت افزايد . » خالق خود را بشناس و بدانكه با توجه‌ها كرده است و از تو چه‌ها خواسته است . 1 - شيخ الاسلام انصارى در كتاب الهىنامه مىفرمايد : « ياران از وقت بيش مىخواهند و از آن ديگران براى خويش مىخواهند ، و از قسمت بيش مىخواهند . از اين است كه كاوند و نمىيابند ( 87 ) و از سلطان العارفين در تذكره نقل كرده است كه مىگويد كه به عدد سى سال رياضت و طاعت و مناجات كردم كه خداوندا ، اين همه سعى كه به توفيق حضرت تو از من به ظهور مىرسد سبب چيست كه ثمرهء قرب و نتيجهء معرفت نمىدهد ؟ ندا آمد كه يا بايزيد ، دع نفسك تعال ، يعنى : نفس خود را بجا بگذار و قدمى از وجود خود بردار تا به ما برسى . بيت :
كارى نگشايد از مقال من و تو * درگاه قبول را كليد دگر است
و لهذا فرمود كه : « انسلخت عن جلدى كما تنسلخ الحيّة عن جلدها » ، مفصود آن است كه از قشر تعيّن و جلد امكان و لباس هستى و همى بدان‌سان برآيم كه مار از پوست برآيد . هركه چنين پوست از خود كند همه مغز نغز شود . 2 - و شيخ الطايفة ، جنيد بغدادى ، فرموده كه اسامى اوليا و اصفيا لشكرى است از لشكرهاى خدا ، بر هر كوردل كه تاخت آرد سپاه شيطان و جنود نفس روى در هزيمت نهند . آرى : « عند ذكر الصّالحين تنزّل الرّحمة » . 3 - معروف كرخى ، رضوان اللّه عليه ، مىگويد كه : به امام جعفر صادق ، عليه