تا به آتشكدهء دفترخانه و مكتب تحصيل چنين حالى و كمالى خود چه رسد .
امّا اى ستمديده ، دل خوش دار كه زبردستى ستمكار و زيردستى تو هر دو بگذرد و جزاى خير تو به تو رسانند و سزاى شرّ او به او چشانند ، و در روز ديوان در پاى ميزان عدل شادى مظلوم و اندوه ظالم هزار بار بيش از لذّت قدرت ظالم و الم عجز مظلوم بود در دنيا ، و بار گناه هر گمراهى را بر پشت گمراهكننده بنهند .
و ضالّ احتمال دارد كه معذور بود و مضلّ هرگز معذور نبود ، و ظالم كه سر به كتم عدم فروبرد به غير از الم به وى چيزى نماند و مظلوم نعم البدل عوض گيرد . شعر :
ظلم و اضلال لعنت آرد بار * پا درين راه پرخطر مگذار
دست از اين كار بد بكش زينهار * عدل و انصاف وجود ساز شعار
لطيفه : ( 2 - وزير با تزوير )
سلطان ملكى از ارتكاب امور عرفيّه و قتل نفوس و غصب اموال و نكال و و بال اظهار شكايت كردى . وزيرش براى تسلّى خاطرجويى گفت كه : اين همه براى حفظ نظام و جهاندارى ناچار در كار بود ، دغدغه مكش كه بدان مؤاخذ و معاقب نخواهى شد . سلطان در جوابش فرمود كه آرى ، امّا به شرط آنكه در روز حساب و جزا ، باز من شهريار باشم و تو وزير و ديوانيان به فرمان ما كار كنند .
عزيز من ، در روز قيامت و نشر باز من واعظ و تو مفتى و فلان قاضى و به همان فرمانده نخواهد بود ، امروز خود را به حال آن روز بايد ديد تا به غرور مسرور شويم .
چون حشر تو را شود فراموش * شيطان به غرور مالدت گوش
مطايبه ( 3 - قليه با گوشت است نه با قاف و غين )
گويند كه دو كس باهم منازعه و مجادله داشتند در سر رسم الخطّ قليه ، شخص ثالثى از رابعى پرسيد كه فلان مىگويد كه قليه با قاف است ، و به همان [ مىگويد ] با غين است ، ( 78 ) شما چه مىفرماييد ، محاكمه كنيد . فرمود كه هر دو خطا كردهاند و غلط مىگويند . قليه با گوشت است ، نه با قاف و نه با غين . شعر :