تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل فارسى ادهم خلخالى ( فارسى ) — صفحة 289

مساهمون:

ص٢٨٩
و ارسال همّت در كفايت مهمّات دخل عظيم دارد و تسخير اشياء لازمهء گذشت از ما سوى است ، و خرق عادت موقوف به ترك عادت بود ، و كرم مستلزم كرامت باشد ، و آزادى ملزوم آبادى است . آزاده شو تا آماده گردى ، طاهر شو تا طيّب شوى . شعر :
هرچه در اين پرده نشانت دهند * گر نستانى به از آنت دهند
« همم الرّجال تقلع الجبال » .
به يك نعره كوهى ز جا بركنند * به يك حمله شهرى به هم برزنند

سبحهء سىام در بيان مزاح و مطايبه

بدان كه مزاح مباح بود و مطايبه مليح باشد ، به شرط آنكه به سرحدّ افراط نرسد ، كه وقار و هيبت برد ؛ و متضمّن دروغ و گزاف نبود ، كه معنى دل را از راستى به كجى آرد و زيان دارد . و لهذا يوسف ( ع ) سند « أنا أملح » فرمود [ و رسول ( ص ) فرمود ] كه « أنا أمزج ، و لا أقول إلّا الحقّ » . چون خوش‌طبعى دليل خوش‌طلبى است ، و بشاشت علامت خوش‌خلقى ، و حسن معاشرت غايت شفقت نسبت به خلق ، و طلاقت وجه دلالت بر كرامت مرد كند . و هيچ ملاطفه و مزاحى نبود كه آن را تأويل به حكمت و مصلحتى نتوان كرد . و لهذا بزرگان متكلّم بدان و مستمع آن شده‌اند . اين است كه مىگويد ، شعر :
نگويند از سر بازيچه حرفى * كزان پندى بگيرد صاحب هوش و گر صد باب حكمت پيش نادان * بخوانند آيدش بازيچه در گوش
هركه را به علم تعبير و تأويل راه است از حقيقت اين تحقيق آگاه است . توفيق تطبيق رفيق طريق وثيق هركه شود از هرچه بشنود و ببيند از آن به حق راهى برد ، ( 76 ) و بيهوده راى و هرزه درآى ژاژخاى اگر كلام بىواسطه از ملك علّام بشنود به جايى نرسد . يكى به قلم بر سبيل عدم قدم نهد و ديگرى با نى دم عيسى به كار بايد برد . خوبان هرچه كنند خوب است و بدان هرچه كنند بد باشد .

مزاح : ( 1 - قلم و دوات ستم )