تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل فارسى ادهم خلخالى ( فارسى ) — صفحة 287

مساهمون:

ص٢٨٧
اين روايت به اشارت دلالت بر آن دارد و شهادت بر اين مىدهد كه حقيقت عبارت بود از معرفت آنچه هست چنانچه هست ، و آن ثمرهء علم و عمل و نتيجهء راه يافتن و رفتن است . و پدر شريعت كه با ما در طريقت جمع شود قرّة العين حقيقت به وجود آيد . پس اگر خواهى كه آنچه مىشنوى ببينى راه چنان رو كه شنيدى . و به عبارت ديگر فرق ميان شريعت و طريقت بدان است كه در عرف كسانى كه به طمع نعمت آخرت ، به مقتضاى احاديث وارده در فضيلت عبادات بدنى ، كار كنند و ارتكاب مباحات و مرخّصات ظاهر شرع را چندان‌كه توانند تضييع عمر و تعطيل وقت نشمارند ، و به تزكيهء نفس و تصفيهء قلب و تجليهء روح بپردازند ، و از درد و نياز عارى و از سوز و گداز برى باشند ، و در ماليّات و جاهيّات با احبّاء و اعداء اگر چه مساهله و مسامحه و مواسات ننمايند ، ايشان را اهالى شريعت خوانند و آن كسان را كه به مضامين اخبار و آثار و روايات و حكايات وارده در مواعظ و نصايح عمل كنند ، و فرائض و نوافل را با مجاهده و ترك فضول و اكتفا به ضروريّات از روى ذوق و شوق و شور و فغان به قدر طاعت بجا آورند ، و دقيقه‌اى از دقايق تقوى و احتياط را فوت ننمايند ، و معاملات جزئيه و كليّهء دنيا در نظر ايشان حقير و مختصر بود ، و در راه اين طاعات و انقياد و امتثال امر و نهى پادشاهى و متابعت نواميس الهى رضا و خشنودى منعم مكرم را منظور دارند و سايهء التفات به دنيا و عقبا بيندازند ايشان را ارباب طريقت نامند . و اصحاب حقيقت كسانى باشند ( 74 ) كه در مقام اطمينان و منزل عرفان راسخ و ثابت‌قدم‌اند ، و سلاطين ممالك ولايت و معرفت‌اند ، و از جميع عادات و قيودات سادگان و آزادگان و از خودرستگان و به‌حق‌پيوستگان‌اند ، و به شنيدن و ديدن و كردن و گفتن و نشستن و رفتن و بيدارى و خفتن و ساير آداب ايشان به حق باشد نه به خود ، و رضوان صفت رضا دربان فردوس جنان و بهشت جان ايشان باشد ، نه كه يك نام خلد برين دار الجنان است . و بر باب دارالسّلام قلوب پرخوب ايشان نفى و اثبات كلمهء طيّبه توحيد ثابت باشد ، كه
« أُولئِكَ كَتَبَ فِي قُلُوبِهِمُ الْإِيمانَ »
( مجادله ، 22 ) . امّا كدام ايمان ، آن ايمان كه در شأن آن « الايمان عريان » مروى است ، بيت [ تركى ] :