تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل فارسى ادهم خلخالى ( فارسى ) — صفحة 284

مساهمون:

ص٢٨٤
مىآورد ، و برخى از آن ايمان آورده به قيام ليل و صيام نهار مىپردازند و عابد مىشوند ، و از هزار عابد يكى ترك دنيا مىكند و زاهد مىشود ، و از هزار زاهد و تارك دنيا يكى طالب راه حق توان يافت ، و از طالبان بسيار يكى سالك مىگردد ، و از چندين هزار سالك يكى محقق مىشود ، و از صد هزار محقق يكى و اصل توان گفت . و مقصود از اين همه وجود همين و اصل باشد ، و غير وى تمامى طفيل وجود وى باشند ، شعر :
صد هزاران طفل سر ببريده شد * تا كليم اللّه صاحب ديده شد صد هزاران راهرو بر دار شد * تا كه عيسى صاحب اسرار شد صد هزاران جان و دل تاراج يافت * تا محمّد يك شبى معراج يافت كس نماند زنده در يك قافله * تا كلاغى را شود پرحوصله
و و اصل كه عبارت از ولىّ كامل است اگر مورد وحى الهى شود نبى بود ، و نبى كه صاحب كتاب باشد رسول گردد ، و رسول كه دين پيشين را منسوخ سازد اولوالعزم باشد ، و رسالت كه بر اولوالعزم ختم شود او را خاتم گويند . اين است مراتب عروج انسان ، و برتر از اين مرتبه در شأن وى متصوّر نگردد . و گاه بوده است كه به الهام يا در خواب كاملى را نبوّت مىداده‌اند ، چون انبياء سابق . و تا آدمى به درجهء كمال نرسد از مبدأ و معاد خود آگاه نشود و محجوب و محروم ماند : از اينكه از تعيّن اوّل و بدايت فيضان انوار و ارواح تا آخر تنزّلات كه نشئهء انسانى است ، نصف دائرهء سير وجود ، كه ليلة القدر تحقيق است ، و عبارت :
« تَنَزَّلُ الْمَلائِكَةُ وَ الرُّوحُ فِيها بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ أَمْرٍ »
( فجر ، 4 ) ، اشاره بدان است ، ( 71 ) و در اين شب يلدا تنزّل أمور به انجام رسد ؛ تمام شود مطلع الفجر . نصف دائرهء عروج وجود كه رمز :
« تَعْرُجُ الْمَلائِكَةُ وَ الرُّوحُ إِلَيْهِ فِي يَوْمٍ كانَ مِقْدارُهُ خَمْسِينَ أَلْفَ سَنَةٍ »
( معارج ، 4 ) كنايه از آن است ، در يوم القيامه ترقّيات آغاز مىشود و دائرهء محيط وحدت تمام مىگردد . و سرّ
« سَنُرِيهِمْ آياتِنا فِي الْآفاقِ وَ فِي أَنْفُسِهِمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ »
( فصلت ، 53 ) ، از پرده خفاء بيرون مىآيد و حقيقت مستور آشكارا مىنمايد ، و در معيّت حق ، جلّ و على ، با همهء اشياء ، كسى