تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل فارسى ادهم خلخالى ( فارسى ) — صفحة 281

مساهمون:

ص٢٨١
( آل عمران ، 110 ) ، دوم آيهء مجيدهء :
« وَ ذَكِّرْ فَإِنَّ الذِّكْرى تَنْفَعُ الْمُؤْمِنِينَ » ،
( ذاريات ، 55 ) . از مضمون اين مجموع آيات عظيمه چنين معلوم و مفهوم مىشود كه واعظان مخلص و ناصحان مشفق ، كه وعظ و پند ايشان بجز رضاى حق ، جلّ و على ، به غرض ديگر معلّل نبود بهترين امّت‌اند ، و صاحبان ايمان را وعظ و نصيحت نفع دينى و دنيوى و محض خير بود . و در خبر است كه : « دلالت‌كنندهء به خير را مانندكنندهء آن خير اجر و ثواب است » . و مروى است كه : « حق‌تعالى جارى مىگرداند حكمت و موعظه را بر زبان ( 67 ) واعظان به قدر همّت و ادراك شنوندگان » . و از رسول ( ص ) ، منقول است كه : « دل مردهء خود را زنده بايد كرد به شنيدن موعظه » . و از سيّد الموحّدين امير المؤمنين ، عليه السلام ، نقل است كه گفت : « هركه امر به معروف و نهى از منكر كند حق‌تعالى پشت وى قوى گرداند و دشمن وى را خار سازد » . و گفت : « چراغ دلهاى خود روشن كنيد از مصباح موعظهء واعظى كه از وعظ خود وضع خود را ساخته باشد ، و از قول خود پند پذيرفته ، و بكشيد آب معرفت را از چاه دانش خداشناسى كه به علم خود عمل كند » . شعر :
گر بود در مجلسى صد نوحه‌گر * آه صاحب درد را باشد اثر داغ دل آور كه در ميدان درد * اهل دل از درد بشناسند مرد
پند سودمند كه نيّت گويندهء آن صحيح و خالص بود و آلوده به اغراض دنياى دنى نبود و خلق را به خالق دعوت كند نه به جود ميراث انبيا بود ، و همان يك ساعت كه گوينده به گفتن و شنونده به شنيدن آن مشغولند ، و از مناهى و ملاهى حواسّ و قوى و جوارح و اعضاء ايشان عارى و معطّل است افضل اوقات و اشرف ساعات عمر است ، خصوصا كه واعظ موحّد و محقّق و واقف و عارف باشد و براى حق سخن گويد نه براى خود . حكايت كنند كه : اسكندر ذو القرنين در مغرب زمين به شهرى رسيد كه مسجدهاى ايشان در بيرون آبادانى بود و قبرها در ابواب خانه‌ها و بر سنگهاى قبرها پيش از ده سال و بيست سال و سى سال عمر و زندگى كسى ننوشته بودند . چون از سبب آن پرسيد ، فرمودند كه : مسجدها را از خانه‌ها دور تر بنا بر آن ساخته‌ايم كه اجر و