تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل فارسى ادهم خلخالى ( فارسى ) — صفحة 261

مساهمون:

ص٢٦١
جمع و بىخوف و غم نتواند كرد و از دام صيّاد و شيطان خلاصى نيابد .
عشق كامل نيست تا دربند مال و مسكنى * آن زمان آتش علم گردد كه سوزد خانه را
و به دلالت نقل و شهادت عقل و حكم كشف ، جمع كردن و از اين مار مهره گرفتن و زهر نخوردن و با اين ( 44 ) معراج عروج كردن و نزول نكردن از غير صاحب نفس قدسى كه محض همّت و گذشت بود متعذّر و ممتنع باشد .
مال مار و جاه باشد اژدها * سايهء مردان زمرّد اين دو را آب در كشتى هلاك كشتى است * ليك در بيرون كشتى پشتى است
زشتى دنيا را از اين بشناس كه ترك آن زهد محمود است و بذل آن جود ممدوح و امساك آن بخل مذموم و تمتّع از آن شهوت‌پرستى و اسراف حرام . للحكيم الغزنوى :
چيست دنيا و دون گشته قرين * قحبهء آن و قلتبانى اين
پس از قحبه و قلتبان بيش از اين گفتگو كردن لايق سيرت مردان نبود ، و از جيفه و ميته و فضله و سگان و كركسان و جعلان نسيان بهتر .
نگويم بيش از اين زين بىتميزان * نبايد داد تصديق عزيزان
و اگر كسى خواهد كه زياده بر اين بر معايب دنيا و اهل آن اطّلاع يابد و بر حقايق آن كما هو حقّه راه برد ، رجوع به كتاب مستطاب « احياء » و ورّام و به مطالعهء نسخهء « فقريّه فخريّه » اين حقير فقير پردازد ، كه قريب به چهار هزار بيت از آن در مذمّت شهوات و لذّات بىثبات دنيا و مايلان آن است ، اگر آن نسخه را به دست آرى كام دل و قوّت روح بردارى .

سبحهء هيجدهم در بيان مناظره و مباحثه غاسلين و ماسحين رجلين در وضوء كه صحّت آن شرط صحّت صلاة است و بطلانش علّت بطلان آن

و صلاة افضل اعمال بدنى است . و مناظره در لغت به معنى نظر و فكر كردن است از جانبين در امرى ، و در اصطلاح اقامهء دليل است از طرفين براى ظاهر ساختن آنچه حق است و صواب ، به شرط آنكه از خلل جدل مبرّا و از نقص تقليد و تعصّب معرّا باشد ، و تقليد پيروى اقوال ديگران كردن و احوال ايشان بر خود بستن ،