مشتعل بر اقسام الوان و اشكال بى پايان ، و مسموعات بر اصوات نامحدود ، و مذوقات بر مطعومات نامعدود ، ومشهومات بر رايحات نامحصور ، و ملموسات بر درشت و نرم نامتناهى . عوالم ساير حواس وقوى نيز از روى اين شناس .
تو از اشيا مشو راضى به نامى * بجو آحاد هر يك را تمامى .
سبحهء پانزدهم
در بيان حال صوفيان بى درد و ملايان بى عقل چند
كه به وصلهء قال بى حال و علم بى عمل به سالوسى و زراقى و رفع تكليف به نام توحيد و بى تكلفى به راه روند و به مرض طبع صغير وكبير اهل دنيا معاش گذرانند و كار اخذ و جر را رونق دهند و بازار اعتبار بى مقدار را بيارايند ( 34 ) بيت :
عالمان بد نام هم زين عالمان * صوفيان بد نام هم زين صوفيان
و اين قدر ندانند كه :
خورده بينانند در عالم بسى * واقفند از كار و بار هر كسى
عاقلانند از يسار و از يمين * از پى رد و قبول اندر كمين
بدان كه تا نقد علم در دارالضرب رياضيت به سكهء فقر نرسد به حبه اى نيرزد و در بازار اخلاص و قبولش به يك جو نخرند .
بزرگى مى فرمايد كه : شنيدم كه يكى از ارباب فقر لباس كبود در برداشت ، يكى از علماى مجاز جامهء سفيد به او رسيد فرمود كه اين كسوت بدعت است است و از سنت دور ، و اين رنگ آميزى مايهء فسق و فجور .
آن درويس گفت : " اگر به گوش انصاف شنوى ، جواب تو باز دهم . اين شكل تو را رويى و اين رنگ تو را بويى بايد تا قول تو مقبول آيد .
رسول ( ص ) فرمود كه : " نحن معاشر الأنبياء لانورت درهما و لادينارا . إنما نورث علما وحكمة " . و جاى ديگر بيان كرد كه : " لى صفتان : الفقر و الجهاد " .
اصحاب دنيا به واسطهء آن تقرب جستند تا محفل جنگ و جدل معمور گشت و مدرسهء علم و عمل مندرس ماند . دين نيز روى در نقاب كشيد .