پس رد و انكار ايشان اعراض از آل رسول واعتراض بر ارباب قبول باشد و فضول و نامعقول بود ، و به فرمودهء شيطان در مقابل و محاذى اين طبقه درآمدن و اظهار وجود و دعوى هستى نمودن خانه خرابى و رسوايى دنيوى و اخروى بار دهد .
وبدان ماند كه ابرهه به فرمان نجاشى در برابر كعبه خانه بنا كرد . مدت قليلى بر آن نگذشت كه آلوده و پليد گشت و از حيز اعتبار افتاد وابابيل جنود الهى دود از دماغ عساكر پيل سوار برآورد . ( 32 ) :
پس تجربه كرديم در اين دير مكافات * با دردكشان هر كه در افتاد بر افتاد .
سبحهء چهاردهم
در بيان نور
بدان كه نور عبارت از ظهور وجود ، و به عبارت ديگر مراد از آن روشنايى است كه از اجرام مشرق بر اجسام كثيفه بتابد . و بهتر و برتر از اين آن است كه نور چيزى را گويند كه او واشياء ديگر همه به دو ديده و دانسته شود ، و آن ملكى مى باشد چون انوار چراغ و آتش و كواكب و ملكوتى مى باشد مانند اشرافات عقول و نفوس و حواس و قوى و نور حقيقى كه نور الأنوار و مبدأ اعلى كه سناء مطلق و ضياء عام ظاهرا و باطنا همه يدو منتسب و منسوب باشد و از او منشعب و بر او متفرع شود نور وجود كثير الجود حضرت الهيت است ، وانوار ملكوتى اقوى از انوار ملكى است و نور لاهوتى و جبروتى اعظم واعلى از همه .
و اهل تحقيق گاهى اطلاق نور بر وجود كنند ، و نور وارد در آيهء كريمهء " الله نور السماوات والارض " را بر آن حمل نمايند و گويند : الله سبحانه وجود آسمان و زمين و نمود و بود آن و اين است .
وامثلهء خمسهء مشكات و مصباح و زجاجه و كوكب درى و شجرهء زيتونه ، كه در قرآن وارد است ، مىتواند بود كه اشاره به حضرا خمسهء وجوديه باشد ، كه اول آن تعبن نخست و غيب اول باشد ، و ثانى تعين و غيب دوم و عالم اسماء و صفات ، و سوم عالم مجردات ممكنه از ارواح و عقول و نفوس ، و چهارم عالم مثال و برزخ