تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل فارسى ادهم خلخالى ( فارسى ) — صفحة 248

مساهمون:

ص٢٤٨
جايى كه بود دختر و داماد و نبيره * ميراث به بيگانه دهد هيچ مسلمان
للحكيم الغزنوى ، قدس سره :
از پس سلطان ملك شه چون نمى دارى روا * تاج و تخت خسروى را جز كه سنجر داشتن از پس سلطان دين پس چون روادارى بگو * جز على و آل او محراب و منبر داشتن مرمرا باور نمى آيد ز روى اعتقاد * حق زهرا بردن و دين پيغمبر داشتن
اما اولياء خدا كه اشياع و اتباع حقيقى و آل تحقيقى آن حضرتند طايفهء عظيم الشان و عالى المكان بندگان حق تعالى را كسى به حقيقت نشناسد ، از آن كه آفتاب ولايت و كوكب معرفت ايشان در حجاب سحاب قباب عزت و سر غيرت مستور باشد . و به مقتضاى اخبار و آثار و اخبار نبوى كه عين علم و بينش الهى است علامت ايشان آن است كه : از استماع كفتار و ابصار كردار و لقاى ديدار ايشان علم و عمل افزايد و واجب تعالى به ياد آيد و كلام شان ذكر و سكوتشان فكر ( 31 ) و حركت شان بركت و نظرشان عبرت و علمشان حكمت و كارشان قيام ليل و صيام نهار و شكمشان تنگ و دلشان فراخ بود . اگر اجل مقرر و مقدر نبودى ارواح ايشان در ابدان لمحه اى نياسودى و در دم از آن مفارقت نمودى . و وراثت كامله و نيابت شامله از انبياء و ائمه عليهم السلام ايشان راست و در كارى و بازارى كه آنان بوده اند در آن كار و در آن بازارند و سزاوار صد خدمت ، و طاعت وانقياد وامتثال ايشان واجب و لازم بود ، و مخالفت و معاندت و ترك اكرام و احترام ايشان عصيان و طغيان باشد . و فتوحات غيبيهء معنويه كه افاضهء نبوى است در اهل الله بيشتر تحقق دارد و فتوحات حسيهء صوريه كه افادهء ظاهريهء محمدى است در اهل علم غالبتر است . حاصل آن كه عالم عامل به منزلهء موسى كليم است و عارف واقف به متابهء خضر كريم ، و جامع اين هر دو اكمل از صاحب هر يك باشد ، و در كتب سماوى و احاديث رسل مناقب ومحامد اين دو گروه باشكوه بيحد و بيعد وارد است ، وآل روحانى و اولاد ايمانى خواجهء عالم اند و به نيابت آن صاحب سعادت و اولاد باعصمتش به شفاعت خلق و هدايت عبادالله و محافظت آداب دين متين به ظاهر و باطن مشغول باشند .