تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل فارسى ادهم خلخالى ( فارسى ) — صفحة 244

مساهمون:

ص٢٤٤
و گفته اند كه : جميع كمالات انسان منحصر در سه نوع بود : اول صحت اعتقاد ، دوم حسن معاشرت ، سوم تزكيهء نفس . وبقاى نظام عالم به چهار چيز باشد : به علم علماء و عدل امراء و دعاى فقراء و سخاى اغنياء . و در كتاب اخلاق ناصرى ( ص 140 ) نصير الملة والدين ، قدس سره ، مذكور است كه : " حكيم ارسطاطاليس گفته است كه : مردمان را خلاف است در آنچه مخلوق را بدان اقدام بايد كرد از جهت خالق ، تعالى ؛ بعضى گفته اند : اداء صيام و صلوات و خدمت هياكل و مصليات و تقرب به قربانها به تقديم بايد رسانيد ؛ و قومى گفته اند ك بر اقرار به ربوبيت او اعتراف به احسان و تمجيد او بر حسب استطاع اقتصار بايد كرد ؛ وطايفه اى گفته اند : تقرب به حضرت او به احسان بايد نمود ، إما با نفس خود به تزكيت و حسن سياست ، وإما با اهل نوع خود به مواسات و حكمت و موعظت ؛ و جماعتى گفته اند : حرص بايد نمود بر تفكر و تدبر در الهيات و تصرف در محاولاتى كه موجب مزيد معرفت ياى ، سبحانه ، بود تا به واسطهء آن معرفت او به كمال رسد و توحيد او به حد تحقيق انجامد ؛ و گروهى گفته اند : آنچه خداى را ، جل و عز ، بر خلق واجب است يك چيز معين نيست كه آن را ملتزم شوند و بر يك نوع ومثال نيست ، بلكه به حسب طبقات و مراتب مردمان در علوم مختلف است ، اين سخن تا اين جا حكايت الفاظ اوست كه نقل كرده اند از او . و در ترجيح بعضى از اين اقوال بر بعضى اشارتى ( 27 ) منقول نيست . و طبقهء متأخر از حكما گفته اند : عبادت خداى تعالى در سه نوع محصور تواند بود ، يكى آنچه تعلق به ابدان دارد ، مانند صلوات و صيام و وقوف به مواقف شريفه از جهت دعا و مناجات ، و دوم آنچه تعلق به نفوس دارد ، مانند اعتقادات صحيح ، چون توحيد و تمجيد حق و تفكر در كيفيت افاضت جود و حكمت او بر عالم و آنچه از اين باب بود ، و سوم آنچه واجب شود در مشاركات خلق ، مانند انصاف در معاملات و مزارعات و مناكحات و اداى امانات و نصيحت ابناى جنس و جهاد با اعداى دين و حمايت حريم .