سبحهء يازدهم در بيان حدوث و قدم كلام و عالم
بدان كه كلام ملك علّام عبارت از حروف و اصوات منتظمه و الفاظ معلوم معيّنه دالّه بر معانى مخصوصه و منزل شده در ازمنه مشخّصه . و اين معنى با حدوث معانق باشد .
و در بعضى از رسائل متصوفين به نظر رسيده كه : كلام ذو جهتين است و مشتمل لفظ و معنى . جماعتى نظر به لفظ و صورت آن كرده حكم بر حدوثش كردند و طايفهاى حقيقت و مدلول آن را كه پهلو به علم زند منظور داشته به قدمش رفتند .
و در نفس الأمر مناقشهء هر دو گروه لفظى است ، و در حقيقت و صحّت قول هر يك از وجهى خفايى نيست . و كلام ملك العلّام جامع حدوث و قدم تواند بود ، با اعتبار اين دو اصطلاح و نظر بدين دو اعتبار ؛ و اين چيزى نيست ، زيرا كه كلام غير علم است . و معنى لغوى و اصطلاحى و اشتمالش بر امر و نهى و وعد و وعيد و نسخ ، رجحان جانب حدوث مىدهد بىدغدغه .
و عالم كه عبارت است از ما سوى اللّه ظاهرى دارد و باطنى و مركّبى و بسيطى ، در حدوث ذاتى و دهرى اجناس و اصناف و افراد آن ريبى نيست ، همچنانكه در قدم زمانى كلّ آن شكّى نبود اگر گوئيم كه زمان عبارت از مقدار حركت فلكى است ، زيرا كه فلك و حركتش از جملهء جواهر و اعراض بود . پس نسبت حدوث زمانى به اين معنى به عالم بىمعنى و ما لا يعنى بود . و ليكن مجرّدات بر مادّيّات اقداماند و بسايط بر مركّبات ( 25 ) مقدّم ، و آنها به مبدأ از اينها اقرب باشند . از اين است كه دغدغهء قدم در باب آنها و در حقّ ماهيّات كلّيّه و حقايق عامّه بيشتر مىشود تا ساير اشياء .
و حق آن است كه اين عالم به مثابهء دارالشّفاء است و انبياء اطبّاء و كتابهاى خدا سخنان مداوا و خلايق مرضى . بيماران را به معالجه اشتغال بايد داشت ، نه به منازعه در اينكه نسخه در آن ماه مرقوم شده يا در اين ماه و اين بقعه امسال ساخته شده يا پارسال ، از آنكه ثمرهء اين شجره و نتيجهء اين سمره غير از إعراض از علّت خلقت و إغماض از أغراض فطرت و إقبال به جدل بىماحصل و شقاوت و عناد و