تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل فارسى ادهم خلخالى ( فارسى ) — صفحة 233

مساهمون:

ص٢٣٣
مقصود يا معاون در سلوك بود مؤثّر افتند . و در حقيقت تقوى مركّب از سه چيز است : يكى خوف از سخط خدا ، دوم تحاشى از مناهى ، سوم طلب قربت ، و كريمهء :
« إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ »
( حجرات 13 ) ، در باب فضل توبه و شرف تقيّه كافى و وافى است .

سبحهء ششم در بيان زهد و فقر و رياضت و محاسبه و مراقبه

بدان كه « زهد » ضدّ رغبت باشد ، و زاهد كسى است كه او را در آنچه تعلّق به دنيا دارد - مثل مآكل و ملابس و مساكن و مشتهيات و مستلذّات ديگر و مال و جاه و ذكر به خير و ياد كرد سلاطين و نفاذ امر و وصول به مطلوبى كه به مرگ جدا شود - ميل و رغبت نبود ، براى نجات از عقاب و حصول ثواب . و زاهد حقيقى كسى باشد كه طمع نجات و ثواب ( 15 ) نيز ندارد . نظم :
زهد چبود از همه پرداختن * جمله را در داو اوّل باختن
و « فقر » احتياج را گويند ، و فقير مجازى كسى است كه مالش نبود يا باشد امّا كمتر از وجه كفايت باشد . و فقير تحقيقى آن كس است كه سوداى مال و هواى تمتعات بىمآل دنياى دنى ندارد . و اگر بىسعى او ميسّر شود به محافظت آن اهتمام كند تا غير حق‌تعالى حجاب راه او شود . و نهايت اين فناء فى اللّه بود . و حديث « الفقر فخرى و به أفتخر » افتخار به مطلق فقر باشد . نظم :
علم زيب از فقر يا بد اى پسر * نى ز باغ و راغ و اسب و گاو و خر مولوى را هست دايم اين مكان * كان بيابد زيب از اسباب جهان
و « رياضت » ، منقاد و رام كردن ستور و زجر او از حركات غير مطلوب بود . و در عرف زهّاد و اهل سلوك منع نفس حيوانيّت از انقياد و اطاعت قوّت شهوى و غضبى و ما يتعلّق بهما و نهى نفس ناطقه از متابعت قواى حيوانى كه مصادر رذايل اخلاق و اعمال است ، مانند غلبهء حرص بر جمع مال و ميل جاه و تنعّم و استراحت ، بالجمله مخالفت نفس امّاره را گويند .
نفس سگ را چون تو شيرش مىكنى * در گنه كردن دليرش مىكنى نفس را آن به كه در زندان كنى * هرچه فرمايد خلاف آن كنى