سخا و سهولت انفاق اموال .
و در تحت آن انواع بسيار است ، اوّل كرم ، دوم ايثار ، سوم عفو ، چهارم مروّت ، پنجم ميل و ابتهاج به ملازمت فعل و سيرت ستوده ، ششم مواسات و معاونت ياران و مستحقّان در معيشت و شركت دادن ايشان را با خود در قوت و مال .
و انواعى كه در تحت « عدالت » است دوازده است : اوّل صداقت و صدق در محبّت ، دوم الفت و اتفاق با گروهى در تدبير معيشت مطلق ، سوم وفا ، چهارم شفقت ، پنجم صلهء رحم ، ششم مكافات ، هفتم حسن شراكت ، هشتم حسن قضاى حقوق بر وجه مجاز و نبود منّت و ندامت ، نهم تودّد و طلب مودّت اكفاء و اهل فضل و خوشخويى ، دهم تسليم و رضا به فعل حقتعالى و خاصّان او ، يازدهم توكّل و ترك تصرّف و عدم طلب زياده و نقصان و تعجيل و تأخير ، دوازدهم عبادت و تعظيم خالق و مقرّبان حضرت او ، چون ملايكه و انبيا و اوليا و متابعت و انقياد ايشان .
اين است انواع فضائل ، و از تركيب بعضى با بعضى فضائل بيشمار متصوّر گردد . و يكى از اين اخلاق اربعه كه « حكمت » است تعلّق به قوّهء نظرى دارد و مظهر آثار آن ( 12 ) بدن باشد .
و چون فضائل در چهار جنس محصور است اضداد آن نيز كه اجناس رذايل بود در بادى الرأى هم چهار تواند بود : اوّل جهل كه ضدّ حكمت است ، دوم جبن كه ضدّ شجاعت است ، سوم شره كه ضدّ عفت است ، چهارم جور كه ضدّ عدالت است .
امّا به حسب نظر عميق و بحث مستوفى هر فضيلتى را حدّى است كه چون از آن حد تجاوز كند ، خواه در طرف غلوّ و خواه در جانب تقصير به رذيلت مؤدّى شود .
پس هر فضيلتى به مثابهء وسطى است كه رذايلى كه در مقابل او باشند به منزلهء اطراف ، و ملازمت فضيلت مانند استقامت در حركت بر خطّ مستقيم باشد و اكتساب رذيلت به انحراف و غلطيدن از آن ماند .
و صراط مستقيم كه از مو باريكتر و از شمشير تيزتر ، كه در لسان شريعت آمده است ، صورت اين معنى است . چنانكه عقل كه فرقان ميان حق و باطل و تميز نيك از بدكار است نشان ميزان است .
و دو طرف مذموم افراط و تفريط حكمت : فطانت بىحدّ و گر بزى و بلاهت و
رسائل فارسى ادهم خلخالى ( فارسى ) — صفحة 230
مساهمون: ادهم عزلتى خلخالى
ص٢٣٠