تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل فارسى ادهم خلخالى ( فارسى ) — صفحة 215

مساهمون:

ص٢١٥
چون از صاحب‌دلى و اهل كشفى از سرّ آن سؤال كردند ، جواب داد كه در خانهء آن زاهد لقمهء حرامى بود آن ظالم را بردند تا آن را از آن پاك كند ، و بر مائدهء ظالم طعمهء حلالى بود آن زاهد را فرستادند تا آن را به كار برد و نگذارد كه نصيب آن پاكان شود ؛ كه گفته‌اند : لقمهء خوب به شكم بد نمىرود و طعمهء بد به شكم خوب راه ندارد . نظم :
گر شود خون جمله عالم مال‌مال * كى خورد مرد خدا إلّا حلال
جنسيّت علّت ضمّ است ، هر چيز به اصل خود راجع شود . نظم :
سگ به مردار راغب و آهو * مىچرد سنبل از كنارهء جو طوطى از شكّر است برخوردار * ماكيان و كلاغ از مردار گر كلاغى به جويبار نشست * اندر آنجا يقين كه ميّته هست ور هزارى كند به دشت گذار * بىشك آنجاست بويى از گلزار
82 - اى نفس ، ننگت باد كه لطافت گرسنگى را به كثافت سيرى بدل كنى ، و هشيارى بيدارى را به مستى خواب و آرايش برهنگى را به آلايش پوشش فروشى ، و سعادت رياضت را به شقاوت استراحت مبدّل سازى ؛ ندانى كه چندانى كه از شهوات جسمانى لذّت يا بى به مقدار آن تو را ظلمت فراگيرد ، و فراخور آنچه از آن بكاهى به روشنايى بيفزايى . نظم :
درك شاهنشاه ، معنى ترك سفلى كردن است * رو به لذّت‌هاى علوى سنّتى آوردن است
83 - اى نفس ، شرائط و قواعد شريعت و ضوابط و قوانين طريقت را به‌غايت رعايت بايد كرد تا حقيقت حال بدين منوال كه هست پيش آيد ، و طريقت بىشريعت به عبادت بىطهارت و به قالب بىجان ماند ، و هرگز بىولا به ولايت نتوان رسيد و بىمخالفت هوا و تحمّل بلا صفت خلافت نتوان يافت ، و علم به اسامى حالات و مقامات و اصطلاحات اهل توحيد - بىآنكه وصول به حقايق آن حصول پذيرد - علّت معرفت وحدت وجود پرجود حضرت احديّت نشود . پس به آداب ارباب وجدان و اصحاب عرفان متأدّب بايد شد ؛ كه طلب بىآداب تعب بىفايده بود و سبب اتصال به كمال نگردد و به زوال صدق درد كشد و موجب خذلان و حرمان گردد . بيت :