تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل فارسى ادهم خلخالى ( فارسى ) — صفحة 187

مساهمون:

ص١٨٧
و هركه به خلاف اين كار كند و به حساب و احتساب نفس نپردازد و تكاهل و بىباكى شيوه سازد ، زمان حال و استقبال او ضايع و باطل گذرد و فرورفته باشد در درياى تلخ و شور هوا و برهنه شده باشد از حليهء حيا و لباس تقوا ، واجب است كه به طول امد انجامد در عرضهء عرصات مقام او ، و بسيار كشد در موقف طامّة الكبرى آلام او . بنابراين فرض عين است بر هر صاحب علمى و شعورى و لازم است بر هر ذى حزم با جزمى مراعات « محاسبهء نفس امّارهء غدّاره و تنبيه روح لوّامهء نوّامه » ، چه نفس نحس بالطبع متمرّد و متنفّر است از طاعات و عبادات و بالفطره مايل است به شهوات و لذّات ، پس بايد كه زاجر خرد و مانع دانش را بر وى گمارى و از واعظان و ناصحان وى باشى ، و با بند سودمند بندش شكسته و خسته و بسته دارى ، و در دعوتش تقصير نكنى كه دعوت خداوندان ايمان را رغبت به فعل حسن و نفرت از فعل قبيح منفعت دهد . و در خير است كه « نمىباشد مرد از متّقيان و رستگاران مگر كه به حسبت و حساب نفس خود بپردازد ، و خوردنى و نوشيدنى و پوشيدنى خود را بداند كه از كجاست و چراست و چه مقدار است » . و مروى است كه « مقيّد سازيد نفسهاى خود را به محاسبهء آن و مملوك خود گردانيد به مخالفت آن ، تا آمن توانيد شد از عذاب خدا و بتوانيد رسيد به ثواب وى » . و به درستى كه حازم جازم آن كس است كه دربند دارد نفس خود را به مراقبه و زير دستش سازد به مبالغه و مطالبهء حقوق خود از او ، و عاقل زيرك كسى است كه قبل از فوت فكر بعد الموت كند ، و نيكبخت‌ترين مردمان آن كس است كه حال او بدين منوال گذرد . ( نظم ) :
تا شوى نزديك با آن نازنين * آن به سوى عالم توحيد دان گر يكى خواهى بدان جانب بران * [ . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . ]
رسائل فارسى ادهم خلخالى ( فارسى ) — صفحة 187 | ادهم عزلتى خلخالى