( مقدمه محاسبة النفس كفعمى )
بدان كه شيخ مرحوم مىفرمايد كه : ثنا و ستايش مر خداوندى را كه بر شتاب حساب گيرد و به ناصواب عقاب اليم كند ، و شهادت مىدهم بر اينكه نيست معبودى بسزاى سواى خدا ؛ شهادتى كه آمن سازد قائلش را از عظايم جرايم و جرايم عظايم ، و محافظت كند وى را از مخالفت ملامت لايم در طريق مجاهده و راه اللّه ، و گواهى مىدهم به درستى كه محمّد ، صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ، بندهء باختصاص و رسول خاصّ اوست ، مبعوث به همهء خلق و گواه بر كافّهء امّت خود ، در روزى كه بيابد هر نفسى جزاى عمل بد خود را ، و آرزو كند كه كاشكى ما بين وى و آن روز مدّت مديدى و عهد بعيدى فاصلهى بود .
و بعد ذلك بايد دانست كه اجماع و اتفاق كردهاند جميع انبيا و رسل و امامان جزو و كل ، عليهم السّلام ، در اين باب كه مالك الملك جبّار ستّار و ملك الملوك قهّار جبّار مترقّب و پايندهء احوال عباد بود و در كمين و گذرگاه افعال خلايق باشد ، و البته كه عن قريب با ايشان مناقشه كند در روز معاد ، و مطالبه نمايد از ايشان مقدار ذرّهاى و همسنگ مورچه خرد از اعمال خير و شرّ ايشان را ؛ زيرا كه آدمى را به بازى و براى بازى نيافريدهاند ،
« فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَيْراً يَرَهُ . وَ مَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُ . »
( زلزله ، 7 - 8 ) و نجات از اين خطرات صعب و ورطههاى مشكل و عبور از اين عقبات خطير و مهلكههاى كبير ميسّر نشود مگر به محاسبهء نفس در هر روز و هر شب .
پس هركه حساب خود در دنيا نگاه دارد و قبل از آنكه در عقبا از وى حساب طلبند ، نيك و بد فعل و صفت خود را در اينجا با ميزان عقل بسنجد ، پيش از آنكه در آنجا با ترازوى عدل بكشند ، سبك گذرد در قيامت حساب او ، و حاضر باشد وقت سؤال جواب او ، و نيكو شود مرجع و مآب او ؛