تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل فارسى ادهم خلخالى ( فارسى ) — صفحة 154

مساهمون:

ص١٥٤
كه اگر بگيرد عدل است و اگر ببخشد فضل ، و اغلب آنست كه خواهد بخشيد . و بدانكه گناه كردن به منزلهء زهر خوردن است ، و زهر خورده دست از آن كشيدن و قى كردن و دوا به كار بردن در كار است ، تا شايد از هلاك برهد . و توبه به مثابهء دست كشيدن از زهر خوردن است ، و ندامت مثل قى كردن ، و طاعت و عبادت و تخلّق به اخلاق حميده دوا به كار بردن ، و نجات صحّت و عافيت جاويد يافتن . و رهنماى كل طبيب حاذق و حكيم صادق بود . نظم ، للمولوى :
ما طبيبانيم شاگردان حق * بحر قلزم ديد ما را فانفلق الصّلا بيمارى ناسور را * داروى ما يك به يك رنجور را

منجى دوم صبر و شكر است

و صبر بر چهار قسم است : اوّل صبر كردن بر مشقّت طاعت . دوم صبر كردن بر الم ترك معصيت . سوم شكيبا بودن در فقر و فاقه و مصيبت و بلا . چهارم تحمّل آزار و جفا از خلق . و صبر عبارت است از عدم اكراه ناملايمات جسمانيّهء مذكوره . و جمعى كار را به جايى رسانيدند كه از بليّه لذّت يافتند ، چه جاى آنكه كراهت يابند ، شعر :
شادى جان باختن از دل حلّاج پرس * لذّت زخم اره از زكريّا طلب
و در باب ثواب و فضل صبر و شكر ، شهادت اين دو آيه كفايت كند : يكى آنكه :
« إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ » ، *
( انفال ، 46 ) ، و معرفت معيّت حضرت الهيّت كه ثمرهء شجرهء صبر است مرتبه‌اى عظيم و درجه‌اى بلند است . شعر :
صابران از جمله عالم برترند * صابران از اوج گردون بگذرند
و در خبر است كه از رسول ، صلّى اللّه عليه و آله ، پرسيدند كه ايمان چيست ؟ فرمود : « صبر » . و از عيسى ، عليه السّلام ، مروى است كه گفت : « نيابيد آنچه خواهيد تا صبر نكنيد بر آنچه نخواهيد » . و از على ، عليه السّلام ، نقل است كه گفت : صبر از ايمان به منزلهء سر است از تن . و چنان كه هركه را سر نيست تن نيست هركه را صبر نيست ايمان نيست . و حق‌تعالى صلوات و رحمت و هدايت بر سبيل جمعيّت در حقّ هيچ كسى ياد نكرد به غير از اهل صبر ، و آن اين است كه :
« أُولئِكَ عَلَيْهِمْ صَلَواتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَ رَحْمَةٌ