شود ، چنان كه آب باعث بقاى حيات بدن است علم سبب بقاى حيات روح است .
و حديث شريف : « العالم بين الجهّال كالحىّ بين الأموات » دليل اينست ، يعنى عالم ميان جاهلان مثل زنده است در ميان مردگان . و آيهء كريمهء :
« وَ جَعَلْنا مِنَ الْماءِ كُلَّ شَيْءٍ حَيٍّ » ،
( أنبياء ، 30 ) ، به حسب تفسير و تأويل دلالت بر اين تدقيق كند . و
« نَزَّلْنا مِنَ السَّماءِ ماءً مُبارَكاً » ،
( ق ، 90 ) ، اعمّ از وحى و باران باشد تا شامل ظاهر و باطن گردد ، و مراتب علم مانند مراتب آبها باشد ، از آب چاه و رودخانه و چشمه و بركهها و باران و دريا ، از نهر صغير تا به بحر عظيم ، بلكه از قطره تا محيط . « و فوق كلّ ذى علم عليم » تحريص و ترغيب طالبان است ، تا در مرتبه و مقامى از دانش نمانند و بدان مغرور نشوند . و نهر شير تنها و نهر عسل تنها و نهر هر دو باهم آميخته كه در بهشت جارى است صورت علم تنها و ايمان تنها و جمعيّت هر دو است در يك دل . و دنيا مزرعهء آخرت است .
و علم تعبير خواب را در تطبيق انفس و آفاق دخل عظيم بود ، و تأويل قرآن بىآن دشوار باشد . و تفسير تعلّق به روايت دارد و تأويل به درايت ، و علم كشفى و ذوقى نافعتر از علم سماعى و تعليمى بود . و عمل به علم نقلى سبب حصول علم عقلى شود .
و اخلاص در صحّت عمل شرط بود ، و قال بىحال در مآل و بال گردد . و عذاب دانشمند دنياطلب كه به مقتضاى دانش خود كار نكند مضاعف بود . و عالم عامل وارث رسول است .
و در خبر است كه در روز قيامت سه چيز از خلق نزد خالق شكايت كنند : اوّل مصحفى كه در خانهاى باشد و آن را نخوانند . دوم عالمى كه در ميان جماعتى واقع شود كه از وى سخن حق نشنوند و به گفتهء وى كار نكنند . سيم مسجدى كه در آبادانى باشد و مردم در آن نماز نگذارند .
عزيز من ! علما شفعااند . واى بر حال آن كس كه در اين سراى تكليف از شفاعت هدايت ايشان بىنصيب ماند ، و خوشا به حال آن كس كه به خدمت و صحبت ايشان چنان كه بايد و شايد مشرّف شود ، و از اصل و فرع خود آگاه گردد ، و حواسّ و قوى و جوارح و اعضاى خود را از معاصى و ملاهى نگاه دارد . نگويد آنچه نبايد