تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل فارسى ادهم خلخالى ( فارسى ) — صفحة 133

مساهمون:

ص١٣٣
گيريم ، و زرع طاعت و مزرع دل را از چشمهء دل آب دهيم ، و بدانيم كه گرسنگى و روزه داشتن نافع‌ترين اعمال است . از اين است كه شب قدر را در رمضان يافته‌اند ، و خواست ما متّصل اين باشد كه همهء كافران را اسلام و تمام مسلمانان را غفران روزى باد ، و همهء سالكان را ترقّى و جميع منتهيان را ثبات نصيب گردد . و لا يزال
« رَبِّ زِدْنِي عِلْماً » ،
( طه ، 114 ) ، گوييم ، و طريق : « ربّ زدنى تفكّرا فى آلائك و تحيّرا فيك » پوييم ، و به عجز و بيچارگى خود معترف باشيم ، و در كنج نيستى گنج هستى طلبيم ، و نسبت و مناسبت روحانى و مواصلت ايمانى باقى را كه قرابت حقيقى است بيش از رابطهء نسبى شهودى و خويشى جسمانى فانى مرعى داريم . نظم :
بر آن نسبت كه حاصل شد ز شهوت * ندارد حاصلى جز كبر و نخوت اگر شهوت نبودى در ميانه * نسبها جمله مىگشتى فسانه چو شهوت در ميانه كارگر شد * يكى مادر شد آن ديگر پدر شد به بحر نيستى هركو فروشد * فلا أنساب نقد وقت او شد

( 33 - احترام علم و عالم لازم است )

و ديگر كرامات اولياى خدا را چون معجزات انبيا عليهم السلام حق دانيم و از انفاس متبرّكه و ارواح مقدّسهء ايشان كه وسايط و وسايل فيوضات و فتوحات است حيّا و ميّتا امداد و اعانت خواهيم ، و انكار هريك از اوليا را ردّ همه شماريم ، چنان كه ردّ يكى از انبيا انكار همه است ، و ردّ و قبول اهل حق را ردّ و قبول حق دانيم به دو معنى ، و در شك نمانيم كه دوستان خدا را ملّتى و طايفه‌اى به ظاهر ممكن و محتمل است كه باشند و ليكن به باطن از ايشان نباشد . و با علما بحث و بر عرفا اعتراض نكنيم ، بلكه از ايشان سؤال به قال و حال كنيم كه آن اعراض و ادبار آرد و اين مفتاح حلّ اشكال در پى دارد ؛ و بىتكلّف و بىيقين باشيم مگر نسبت به متكلّفى كه متوقّع طمع آن بود و مطلوب او ميسور و مقدور ما نباشد و نامشروع باشد ؛ و زيارت مقابر و مشاهد ايشان را كه در اين نشئهء دنيا مغارب و مواقع كواكب رحمت و مغفرت است و در آن طامّهء كبرى مشارق و مطالع فضل الهى و شفاعت
رسائل فارسى ادهم خلخالى ( فارسى ) — صفحة 133 | ادهم عزلتى خلخالى