تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل فارسى ادهم خلخالى ( فارسى ) — صفحة 120

مساهمون:

ص١٢٠
عنصرى به او مىدهند . و شيخ محيى الدين اعرابى مىگويد كه : « من احمد بستى را در مكّه و جمعى را در طوف كعبه كه پاىهاى ايشان بر زمين برنمىخورد با بدن مثالى برزخى ديدم ، و يكى از آنها به من گفت كه ، من جدّ هفتادم توأم و مثل شما طواف اين خانه بسيار كرده‌ايم ، چون اندك نقصى با ما بود در تكميل خود و ازالهء آنيم » . و مؤيّد اين حرف آخرين است اين مضمون حديث كه : « هركه در طلب علم يا در اثناى سلوك بميرد ملك در قبر تعليم و ارشاد او كند تا به كمال رسد » . و آيهء كريمهء :
« وَ مَنْ يَخْرُجْ مِنْ بَيْتِهِ مُهاجِراً إِلَى اللَّهِ وَ رَسُولِهِ ثُمَّ يُدْرِكْهُ الْمَوْتُ فَقَدْ وَقَعَ أَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ » ،
( نساء ، 100 ) ، و چنان كه آدمى در خواب چيزهايى مىبيند كه در بيدارى نمىتواند ديد ، بعد از وفات چيزهايى مىبيند كه در حيات به روى پوشيده باشد ، مثل حلقه‌اى است كه در بيابان افتاده باشد . پس وسعت عالم ديگر را كه بهشت و دوزخ در آن است بنگر كه چه مقدار خواهد بود . چون در آن نشئه مظاهر قهر و مجالى لطف از هم ممتاز شوند و مقهوران و مرحومان از يكديگر جدا گردند ، لطافت لطف و رقّت آن بهشت و بهشتيان را چنان لطيف و رقيق سازد كه بايد و شايد ، و كثافت قهر و غلظت آن دوزخ و دوزخيان را بدان‌سان كثيف و غليظ گرداند كه « دندان كافرى در دوزخ به بزرگى كوه احد باشد و ستبرى پوستش چهل ذرع به ذراع جبّار و قهّار » ، چنان كه خبر نبوى از اين معنى مخبر است ؛ ( . . . ) و مضمون بلاغت مشحون :
« ثُمَّ قَسَتْ قُلُوبُكُمْ مِنْ بَعْدِ ذلِكَ فَهِيَ كَالْحِجارَةِ أَوْ أَشَدُّ قَسْوَةً » ،
( بقره ، 74 ) ، بر آن مشعر . وا حسرتا و وا ويلا از وقوع اين واقعه ، و دردا از اين محنت و مصيبت .
« فَلا تَعْلَمُ نَفْسٌ ما أُخْفِيَ لَهُمْ مِنْ قُرَّةِ أَعْيُنٍ » ،
( سجده ، 17 ) ، نويد بهشتيان ، و
« كُلَّما نَضِجَتْ جُلُودُهُمْ بَدَّلْناهُمْ جُلُوداً غَيْرَها » ،
( نساء ، 56 ) ، و عيد دوزخيان . بدبختان مقيّد به آمال را عتاب :
« كَلَّا إِنَّهُمْ عَنْ رَبِّهِمْ يَوْمَئِذٍ لَمَحْجُوبُونَ » ،
( مطففين ، 15 ) ، نيك‌بختان فارغ البال را خطاب
« وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ ناضِرَةٌ إِلى رَبِّها ناظِرَةٌ » ،
( قيامه ، 22 ) ، به ،
« وَ نِعْمَ أَجْرُ الْعامِلِينَ » ،
( آل عمران ، 136 ) ، هى هى ،
« وَ فِي ذلِكَ فَلْيَتَنافَسِ الْمُتَنافِسُونَ » ،
( مطففين ، 26 ) .

( 21 - ارباب انواع و ربّ الأرباب )