مشتهيات خوادم قوى زنگ گيرد و كدورت پذيرد و آلودهء قاذورات لذّات عاجله دنيويّه دنيّه گردد . از زلال وصال جمال مطلق و آلاى بىانتهاى صورى و معنوى اخرويّه عليّه محروم و مأيوس شود ، و اين غبن عظيم است و خسران مبين . پس هر عاقل را واجب و لازم است كه در تجريد و تفريد كوشد و همه را به هيچ نفروشد ، تا از فرقهء « فمنهم شقىّ » برآيد ، و در زمرهء « منهم سعيد » درآيد .
( 18 - تصحيح اعتقاد و تخلّص به اخلاق حميده و اصلاح اعمال )
و آنچه ضرورى و اهمّ است در اين طريق ، اوّل تصحيح اعتقاد است به معرفت مبدأ از راه استدلال و نظر صحيح يا به مجاهده و رياضت ، و فرق ما بين مستدلّان و مرتاضان بدان است كه آنچه آنان مىدانند اينان مىبينند . چنان كه از شيخ ابو سعيد ابو الخير ، قدّس سرّه ، نقل مىكنند كه وى نسبت به شيخ رئيس ابو على سينا فرمود كه : « ما جايى پاى ننهاديم كه اين كور بدانجا سر عصايى نرساند » ، و بو على در حق وى گفت : « كه آنچه ما مىدانيم او مىبيند » . و مع ذلك شرط است كه تصديق از روى يقين به جميع آنچه انبيا از آن خبر دادهاند بنمايند . دوم تخلّص به اخلاق حميده و تنزّه از اوصاف ذميمه . سوم اصلاح اعمال .
( 19 - اثر و خاصيّت صفت از عمل بيشتر است )
و بايد دانست كه اثر و خاصيّت صفت از عمل بيشتر است ، خواه نيك و خواه بد . شعر :
زلّت آدم ز شكم بود و باه * و آن ابليس از تكبّر بود و جاه
لا جرم ، او زود استغفار كرد * وين لعين از توبه استكبار كرد
و در برزخ ، صور صفات بد سباع بود و صور اعمال بد حشرات . مصرع : ببين تفاوت كار از كجاست تا به كجا . و همچنين انهار و اشجار و روشنايى و حور و غلمان بهشت ثمرهء صفتهاى نيكو است ، و اخضار و قصور و ولدان و مرغان آن نتيجهء عملهاى خوب . و در حسن و قبح اخلاق و صفات در ميان طوايف اختلاف واقع نشده است ، به خلاف اعمال و افعال . و بهشت و دوزخ را هركس بهشتى و دوزخى