تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل فارسى ادهم خلخالى ( فارسى ) — صفحة 105

مساهمون:

ص١٠٥
عالم و عالميان از او مىطلبند . ملك سجده‌اش عبث نكرد ، و فلك بر گردش هرزه نگردد . نظم :
سال‌ها دل طلب جام جم از ما مىكرد * آنچه خود داشت ز بيگانه تمنّا مىكرد گوهرى كز صدف كون و مكان بيرون بود * طلب از گمشدگان لب دريا مىكرد
نصّ : « يا إنسان ، اعرف نفسك تعرف ربّك » ، و خبر : « من عرف نفسه فقد عرف ربّه » [ احاديث مثنوى ، ص 167 ] . بيّنهء مبيّنهء حال و كمال و مرآت حقيقت و جام جم سريرت آدميّت است . پس چون عزازيل كور از آدم دور مرو تا از حق مهجور نگردى . « خلق اللّه آدم على صورته » ، [ كافى ، ج 1 ، ص 134 ، يعنى على صورة الرجل ] ، در كتاب مستطاب كلينى چه گفتن است ، يعنى ، غزل :
مرا بشناس ، من مرآت اويم * نمودى از صفات ذات اويم به صورت صنعتش را مىنمايم * به معنى نسخهء آيات اويم به من شد مهر توحيدش نمايان * كه من نفى خود و اثبات اويم منم جان جهان بىمن تو حق را * نخواهى يافت ، من مشكات اويم جز او منظور جانم ، عزلتى ، نيست * اگر با ترك اگر با تات اويم
اگر ادّعاى
« أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلى » ،
( نازعات ، 24 ) بود بشر نمود ، و اگر سجدهء بت بود از او صادر شد ، آنچه افراط و اين چه تفريط است ، نه آن و نه اين . حدّ خود بايد شناخت و بايد دانست كه انسان در اين كارگاه و بارگاه به مثابهء گنجور و به منزلهء پادشاه است ، نى نى برتر از آنست كه به غير از حقيقت وى رخصت باشد يا به عبارت درآيد .
« قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي » ،
( اسراء ، 85 ) ، و
« إِنِّي أَعْلَمُ ما لا تَعْلَمُونَ » ،
( بقره ، 30 ) فرمان است . و « صدور الأحرار قبور الأسرار » دربانى است خاموش كه « إفشاء سرّ الرّبوبيّة كفر » . شعر :
مصلحت نيست كه از پرده برون افتد راز * ورنه در مجلس رندان خبرى نيست كه نيست

( 7 - توحيد عامى علمى عالى و الهى )

توحيد را تجريد بايد و تحقيق را تدقيق و همّت بلند و گذشت خداىپسند ، اگر با دقّت نظر و فكر صحيح جمع باشد وصول به مراد حصول پذيرد . طهارت شريعت ظاهرا و