تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل فارسى ادهم خلخالى ( فارسى ) — صفحة 103

مساهمون:

ص١٠٣
وجود الأعيان و الأكوان » شأن حضرت او است ، نظر به علم و قدرت كامله كه مراتب ظهورات و تعيّنات كه آن را حضرات خمسه خوانند پنج است . و اين پنج گنج را مفتاح كلمهء طيّبهء « لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ » به شرط تلقين مرشد كامل ، يا جذبهء عنايت بىغايت جواد على الإطلاق ، نه به علم و استماع از هركه باشد . كه گفته‌اند : يافتنى جداست و بافتنى جدا ، و بر بسته ديگر است و بر رسته ديگر ، و عشق سخن گفتن وراى سخن عشق سفتن است . عشق سخن به منبر آرد ، سخن عشق از ما و من برآرد . نظم :
نتوان به خدا رسيد از گفت و شنيد * زين مىنچشيد آنكه رياضت نكشيد لب بايد بست و گوش بايد آگند * القصّه كه آنچه هست مىبايد ديد
براق خيال و عقل ملك سيرت در عروج به اين معراج در نصف راه كه مساحت كوشش است باز مىمانند ، و در نصف باقى كه مسافت كشش باشد رفرف عشق و مستى در كار است . نظم :
و راى عقل طورى دارد انسان * كه بشناسد بدان اسرار پنهان

( 5 - مراتب : احديّت ، واحديّت ، ربوبيّت ، عالم مثال ، عالم ملك ، انسان كامل )

حضرت اوّل ، از آن حضرات پنجگانه ، مرتبهء احديت و علم و غيب نخستين و تعيّن اوّل ، عقل و قلم و نور محمدى است . دوم مرتبهء واحديّت و الوهيّت و غيب ثانى و تعيّن دوم و عالم صفات و اسماء و معانى و اعيان ثابته است . و ارفع صفات ثبوتيّه وحدت است و احسن صفات سلبيّه كثرت . و اثبات آن و سلب اين را بر همه مقدّم اخذ بايد كرد . و اسماء اللّه كه گرد صفات گردد و مجرّد از حروف و اصوات بود اختصاص به لغتى دون لغتى ندارد و در حقيقت نامحصور باشد ، و هزار يك از آن مشهور و بر افواه مذكور است . و نود و نه آن در مكتب مسطور . و از آن جمله هفت اسم را ، كه قادر و عالم و مريد و متكلّم و سميع و بصير و مقسط كه به معنى عدل بود ، ائمّهء اسماء خوانند . و اسم حق را كه مصحّح ثبوت ساير صفات و اسماء است إمام الأئمّه خوانند . و بر مداومت هريك از اسماء جمالى و جلالى خواص و آثار بسيار و بيشمار به شرط رعايت شرائط آن مرتّب شود .
« وَ لِلَّهِ الْأَسْماءُ الْحُسْنى فَادْعُوهُ بِها » ،
( اعراف ، 180 ) . و شيخ محيى
رسائل فارسى ادهم خلخالى ( فارسى ) — صفحة 103 | ادهم عزلتى خلخالى