است از افق تعيّن و مظاهر ظواهر و مطالع مراتب ، و سير آن حقيقة الحقائق در منازل نزول و مدارج عروج و شهود كمالات و قابليّات ذاتيّهء خود در مجالى اعيان و مراياى اكوان ، و تفصيل علوم حقيقيّهء مخفيّه در صحايف قوابل و الواح استعدادات علويّات و سفليّات ، و اظهار شئونات و اخلاق جلاليّه و جماليّه در هياكل امكانيّه ؛ پس حروف عاليات ملكوتيّه و كلمات جامعهء برزخيّه را در صورت سطور سافلات ملكيّه حسيّه درآورد ، و كسوت مبانى محسوسات در بر عرايس معانى معقولات كرد ، و ذرّات كائنات را آيات بيّنات مبيّنات وجود كثير الجود خود ساخته ، تا حضرت وحدت مطلقش از هر ذرّه پيدا و هويدا نمايد . [ ابو العتاهيه ، الديوان ، ص 69 ] ، بيت :
ففى كلّ شىء له آية * تدلّ على أنّه واحد
چون اين معنى از ابصار اغيار حتّى از ادراك اكثر أصحاب انظار و ارباب افكار مخفى و مستور بود ، ترغيبا و تحريكا لهم م تنبيها و إيقاظا إيّاهم و شكرا للنعمة ، على طريق الذكر ، اين فقير حقير را به خاطر رسيد كه كلمهاى چند بر سبيل ترجمانى در اين صفحهء و داد و نامهء اتّحاد مسمّى به « مشرق التوحيد » مسطور و مذكور بايد ساخت ، و به تطويل و اطناب نبايد پرداخت ، زيرا كه العاقل يكفيه الإشارة ، و الأحمق لا يهتدى بكثرة العبارة .
( 2 - انسان اشرف مخلوقات است )
يا عزيز ، بدانكه اشرف عجايب مصنوعات و افضل غرايب مخلوقات و مبدع بدايع جميله نوع انسان است ، كه به حسب صورت از همه مؤخّر و نقش آخرين است ، و از روى معنى بر همه مقدّم و منظور نخستين ، و جامع جوامع كلم و مظهر آثار اسم اللّه حقيقت حضرت اوست ؛ و « نحن اللّاحقون السّابقون » [ مسند ابن حنبل ، ج 1 ، ص 282 ] مشعر بر تقدّم معنوى و تأخّر صورى او باشد . و مر او راست درجهء اعلى به فطرت و دركهء ادنى به طبيعت و در خلقت مرتبهء وسطى يافته است ، « كه خير الامور أوسطها » ؛ 2 - [ الجامع الصغير ، سيوطى ، ج 1 ، ص 26 ] و از بدايت كار تا به نهايت آن قطع منازل بسيار و طىّ مراحل بيشمار نموده است ، تا بدين سرحد رسيده است . [ فردوسى ، شاهنامه ] ، نظم :