تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل فارسى ادهم خلخالى ( فارسى ) — صفحة 92

مساهمون:

ص٩٢
پرهيز كن ، كه همه‌خور و همه‌گو همه‌كن بود ، و همه‌كن را جاى در دوزخ بود . و درياب كه خوردن براى تو است ، نه تو براى خوردن . بيت :
سگ بر آن آدمى شرف دارد * كو چو خر ديده بر علف دارد
در جامه رعنايى و خودآرايى بفعل ميار ، و بدانچه دفع سرما و گرما كند قناعت كن ، و زيادتى را به برهنهء ديگر بپوشان و به گرسنه ديگر برسان . و همچنين باش در جميع ما يحتاج جسمانى كه گفته‌اند : جامه رعونت بربايد نه رعونت آورد ، و زن شهوت نشان بايد نه شهوت‌انگيز ، پس خود را به مجامعت مكاه . بيت :
سرخ و زرد و چرب و شيرين كرده است * خانهء دين ترا زير و زبر
و صلهء رحم نگاهدار ، و در صدقه دادن به قدر استطاعت تكاهل مورز كه اين هر دو عمر و رزق را زياد كند ، و در دعوات خصوصا بعد از صلات كسالت روا مدار ، و چنان كن كه اگر دست به كار باشد دل با يار باشد ، و در طريق حق يك جهت و يك دل و يكرو باش ، نه از جملهء :
« مُذَبْذَبِينَ بَيْنَ ذلِكَ لا إِلى هؤُلاءِ وَ لا إِلى هؤُلاءِ » ،
( نساء ، 143 ) ، يا زنگى زنگ باش يا رومى روم ، و بترس كه مخنّث معنوى از مخنّث صورى ناقص‌تر باشد . پس به معنى چنان مباش كه با اهل دنيا از ايشان باشى و با اهل عقبى از ايشان نمايى ، و در تمام ضروريّات به مقدار واجب اكتفا نما ، كه هركه را كارها به قدر واجب بود به معرفت واجب رسد . * * *

( كار امروز به فردا مگذار اى مؤمن )

و كار امروز به فردا مگذار ، و بر زندگانى اعتماد مكن ، وقت را به بيهوده ضايع منما ، كه گفته‌اند : « العمر برق لامع ، و الوقت سيف قاطع » . مثنوى :
صوفى ابن الوقت باشد اى رفيق * نيست فردا گفتن از شرط طريق حاصل آنكه راه مىبايد شدن * كاهلى كفر است پيش ذو المنن
اگر آدمى شصت سال عمر كند نصف آن را زنگى شب به غارت برد ، و ربع آن در طفوليّت به جهالت و بطالت گذرد ، و ثلث آن ربع ديگر پايمال حرص و طول آمال و