تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل فارسى ادهم خلخالى ( فارسى ) — صفحة 85

مساهمون:

ص٨٥

( انس به لا إله إلّا اللّه و طلب اهل اللّه پيشه كن )

و چون كلمهء « لا إله الّا اللّه » افضل اذكار و مفتاح باب رضا و معراج فردوس اعلى است ، به نفى ما سوا ، و اثبات مطلب اقصى ، در تكرار آن تجويز تقصير منما و در ليل و نهار و سرّ و جهار به آن انس و الفت گير تا از غير اللّه نفرت و وحشت ترا روى نمايد . و هميشه با وضو باش تا شيطان بر تو دست نيابد كه « الوضوء سلاح المؤمن » حديث رسول است صلّى اللّه عليه و آله . و در اقامهء صلات در اوقات آن ، و صوم ايّام متبرّكه ، و احياى ليالى شريفه ، و گذاردن نماز شب بىآنكه احدى بر آن مطّلع گردد تكاهل مكن كه فوت و فقدان آن خسران عظيم و غبن كلّى است . و در طلب اهل اللّه كه حريم صدر با قدر ايشان حرم حقيقت است و زيارت آن حجّ اكبر به گوش ، كه ثمرهء آن سعادت كبرى و نتيجهء دولت عظمى است . للمولوى :
كعبهء مردان نه از آب و گل است * طالب دل شو كه بيت اللّه دل است دل به دست آور كه حجّ اكبر است * از هزاران كعبه يك دل بهتر است كعبه بنياد خليل آذر است * دل نظرگاه جليل داور است گرچه خانه كعبه خانهء سرّ اوست * اين دل ما نيز خانهء سرّ اوست تا بگردان خانه را در وى نرفت * و اندرين خانه به جز آن حى نرفت
طوبى و مرحبا آن كس را كه از خدمت فائض الكرامه و از صحبت لازم الشّرافه اين طايفهء علّيهء جلّيه كه صونيهء صفيّهء خفيّه باشند و حكماى الهى و اطبّاء حقيقى و طبابت و حكمت ايشان هم مصلحت عام و منفعت مطلق بود و شفاء عاجل و صحّت آجل مقرّب بر آن بهره‌مند و برخوردار گردد . للمولوى :
آن طبيبان طبيعت ديگرند * كه به دل از راه نبضى بنگرند ما طبيبانيم و شاگردان حق * بحر قلزم ديد ما را فانفلق هين صلا بيمارى ناسور را * داروى ما يك به يك رنجور را
دواى هر دردى در نزد هر مرد فردى بهم رسد ، مگر درد بىدردى كه آن درمان‌پذير