قرآن به لسان عجمى نازل مىشد . پس ترجمهء آيه صدر و مضمون آن را لفظ به لفظ به فارسى مذكور بايد ساخت و انگاشت كه مكر مفهوم منزل مدلول آن عبارت است ، و هرچه از آن فهميده شود بدان كار بايد كرد . و آن اين است كه : اى گروه گرويدگان ، چون قيام به گذاردن نماز نماييد ، پس بشوييد روىهاى خود را و دستهاى خود را تا مرفقهاى خود ، و مسح كنيد سرهاى خود را و پاىهاى خود را تا كعبين .
و علم سابق حقتعالى عقلا و نقلا بر وقوع خلاف به لاحق كه ميان امّت شايع شده و قدرت وى بر اداى كلام بر وجهى كه محتمل شقّ واحد باشد و بس .
و ترك آن خصوصا بنا بر قول به وجوب اصلح و رعايت وسيلهء هدايت به آن حضرت مؤيّد قول شيخ محى الدّين اعرابى است به گمان تابعان و معتقدان وى و حكم وى بر اينكه مسح مدلول قرآن است و غسل مفهوم حديث ، و مقرّر است كه هر حديث كه موافق قرآن نباشد معتبر نيست . و اين معنى به انضمام روايات منقول از اهل بيت و شهادت راويان و اتفاق علماى اماميّه مرجّح و مقوّى جانب مسح بود .
اللهم أرنا الحقّ حقّا و ارزقنا اتّباعه و أرنا الباطل باطلا و ارزقنا اجتنابه . بيت :
خدايا تو ياور شو و راهبر * كه ما را نباشد گذر از خطر
« رَبَّنَا افْتَحْ بَيْنَنا وَ بَيْنَ قَوْمِنا بِالْحَقِّ وَ أَنْتَ خَيْرُ الْفاتِحِينَ »
( اعراف ، 89 )
اميد كه حق ، سبحانه ، همگنان را از صغار و كبار و رجال و نساء توفيق هدايت رفيق طريق وثيق حق به اتّباع حقيق كند و ما را و شما را همگى از تقليد عاطل و تعصّب باطل ظاهرا و باطنا مصون و مأمون بدارد و ما هو الواقع را مكشوف ما و شما سازد ، و از غوايت و ضلالت همه را در حصن حمايت خود سلامت داشته به آنچه رضاى حضرت او در آن است راه نمايد .
خداش خير دهد آن بندهء طالب سعادت و هارب از شقاوت را كه به دقّت نظر و تأمّل صحيح در اين دلايل طرفين و اقاويل جانبين نگرد ، تا آنچه مراد و مقصود معبود است بر وى روشن گردد .
خدايا نفس سركش را زبون كن * تعصّب از نهاد ما برون كن
دل ما را به خود مشغول گردان * تعصّب جوى را معزول گردان