تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل فارسى ادهم خلخالى ( فارسى ) — صفحة 52

مساهمون:

ص٥٢
واقع شود ، بنا بر اقل نهادن بهتر و فاضل‌تر بود تا بنا بر اكثر نهادن . و نيّت نماز احتياط چنين كند كه دو ركعت نماز ايستاده يا نشسته مىگزارم جهت احتياط فلان نماز براى آنكه واجب است ، تقرّب به خدا ، و او را واجب بود آنچه در نماز اصل واجب بود ، و همين با الحمد تنها بايد گزارد ، و السّلام على من اتّبع الهدى . [ به جهت كامل‌تر شدن مسائل نماز ، سبحهء هيجدهم از كتاب سبحات الانوار مؤلف را در اينجا مىآوريم . ]

سبحهء هيجدهم در بيان مناظره و مباحثه غاسلين و ماسحين رجلين در وضوء كه صحّت آن شرط صحّت صلاة است . و بطلانش علّت بطلان آن

و صلاة افضل اعمال بدنى است . و مناظره در لغت به معنى نظر و فكر كردن است از جانبين در امرى ، و در اصطلاح اقامهء دليل است از طرفين براى ظاهر ساختن آنچه حق است و صواب ، به شرط آنكه از خلل جدل مبرّا و از نقص تقليد و تعصّب معرّا باشد ، و تقليد ، به پيروى اقوال ديگران كردن و احوال ايشان بر خود بستن ، حكم بر حقيقت آن نمودن بود بىدليلى و حجّتى و تعصّب در پيش بردن آن ابرام و مبالغه و منازعه كردن است . و در مذمّت آن است آيهء وافيهء :
« إِنَّا وَجَدْنا آباءَنا عَلى أُمَّةٍ وَ إِنَّا عَلى آثارِهِمْ مُقْتَدُونَ »
( زخرف ، 22 ) . يعنى : كافران به پيغمبران مىگفتند كه ما آباء و اجداد خود را در مذهبى و ملّتى يافته‌ايم و در اين باب اقتداء بر ايشان كرده به راه مىرويم ، حاجت به استماع حجّت و متابعت دعوت شما نداريم .
نگردد جمع عادت با عبادت * عبادت مىكنى بگذر ز عادت
شيخ بهاء الدين محمّد ، أدام اللّه أنفاسه المتبرّكة بين الطّالبين و المستفيدين در كتاب اربعينش آورده است كه احتمالات عقليّه در باب مسح و غسل ناشى از اختلافات نقليّه بر چهار شق بود و هريك از اين شقوق اربعه را جماعتى از اهل